راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٩٩ - فصل دعاى استفتاح
مىگويى: محياى و مماتى لله بدان كه اين زبان حال بندهاى است كه نسبت به خودش غايب و در خدمت به مولايش حاضر باشد اگر اين سخن را كسى گويد كه خشنودى و خشم و قيام و قعود و رغبت او در زندگى و بيم او از مرگ براى مقاصد دنيا باشد هرگز اين گفتار مناسب حال نيست. در آن موقع كه مىگويى: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بايد بدانى كه شيطان دشمن توست و اينك در كمين است كه دل تو را از توجّه به خدا به سوى ديگر بگرداند، زيرا نسبت به مناجات تو با خدا و سجود تو در برابر او حسد مىورزد، با آن كه او به سبب ترك يك سجده كه توفيق آن را نيافت لعن و از درگاه الهى رانده شد. و نيز بايد استعاذه و پناه بردن تو از شيطان به خدا همراه با ترك چيزهايى باشد كه محبوب شيطان است و آنها را به آنچه محبوب خداوند است تبديل كنى، و اين امر منحصر به گفتن نباشد، چه اگر كسى در معرض حمله درّندهاى كه مىخواهد او را بدرد، يا دشمنى كه مىخواهد او را بكشد قرار گيرد، و در اين حال بگويد: من از شرّ تو به اين دژ محكم پناه مىبرم، و از جاى خود تكان نخورد، اين گفتار سودى به حال او ندارد، بلكه تنها تغيير جا مىتواند او را از آن وضع برهاند. به همين گونه است حال كسى كه از هوسهاى خود كه دلخواه شيطان و در نظر پروردگار ناپسند هستند پيروى مىكند كه صرف گفتار براى او فايدهاى ندارد، بلكه بايد گفتارش با عزم بر پناه بردن از شرّ شيطان به دژ محكم الهى همراه باشد، و دژ محكم خداوند لا اله الا الله است، چنان كه پيامبر ما (ص) خبر داده كه خداوند فرموده است: لا اله الا الله حصنى«٣٣». و پناه برنده به دژ الهى كسى است كه براى او معبودى جز خداوند
نباشد امّا كسى كه هواى نفس خود را به خدايى گرفته در حوزه شيطان است نه در دژ رحمان. و بدان كه از جمله نيرنگهاى شيطان اين است كه تو را در نماز به فكر آخرت و انجام دادن اعمال خير مىاندازد تا تو را مشغول كند و از فهم آنچه مىخوانى باز دارد، و بايد بدانى كه هر چه تو را از درك معانى قرائت باز دارد وسوسه شيطان است،
«٣٣» عيون الخبار الرضا ص ٢٧٥ حديث معروف به سلسلهالذهب