راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٧ - فصل اختلاف ظاهر و باطن
سمع به دست آورده قدم او در اين راه ثابت، و موضع او معيّن و پابرجا نيست، و كسى كه بخواهد تنها به سمع بسنده كند سزاوارتر براى او تأسّى به احمد بن حنبل است.
بارى بيان حدّ ميانه در اين امور و پرده برداشتن از چگونگى آن مربوط به علم مكاشفه است و سخن در آن باره به درازا مىكشد، و ما در صدد آن نيستيم، بلكه غرض ما آن است كه موارد مخالفت و موافقت باطن را با ظاهر بيان كنيم، و اين مقصود ضمن اقسام پنجگانهاى كه ذكر شد برآورده شده است.
فصل: انكشاف اسرار به اندازه قدرت ايمان است
مىگويم: اين اسرار در دل انسان به اندازه نيروى ايمان و يقين او ظاهر و منكشف مىشود، و اين نيرو نيز به اندازه دانش اوست، دانشى كه حيات قلب بسته به آن مىباشد، و عبارت از نورى است كه به سبب بالا رفتن حجاب ميان انسان و خداوند در دل او حاصل مىشود، كه: الله وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ من الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ«٤٩» و نيز: أَ وَ من كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي به في النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ في الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها«٥٠». و چنان كه فرمودهاند علم به درس خواندن زياد نيست، بلكه نورى است كه خداوند آن را در دل هر كس كه بخواهد مىاندازد، تا او را هدايت كند، و اين نور مانند انوار ديگر قابل قوّت و ضعف و شدّت و نقص است، كه: وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً«٥١»، و نيز: وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً«٥٢».
ايمان داراى درجات و مراتب و منازلى است، يك مرتبه آن ايمانى است كه
«٤٩» بقره / ٢٥٧: خداوند ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده اند آنها را از ظلمتها به سوى نور بيرون مى برد
«٥٠» انعام / ١٢٢: آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم و نورى براى او قرار داديم كه با آن درميان مردم راه برود همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد
«٥١» انفال / ٢: و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى شود ايمانشان افزون مى گردد
«٥٢» طه / ١١٤: و بگو پروردگارا دانش مرا افزون كن