راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٠ - فصل اختلاف ظاهر و باطن
سال يا بيشتر يا كمتر است مطلبى روشن و قابل درك بود، پاسخ اين است كه براى حفظ مصالح بندگان، و از بيم رسيدن زيان به آنان وقت آن ذكر و تعيين نشده است، و شايد هنگام وقوع آن دور و مدّت ايمنى طولانى باشد، و مردم فرا رسيدن زمان عقوبت و مجازات را بعيد شمارند و در نتيجه اعتنا و توجّه آنها به آن كم گردد، و يا فرا رسيدن قيامت در علم خداوند نزديك باشد كه در اين صورت چنانچه وقت آن گفته مىشد ترس بر آنها غلبه مىيافت، و از كار و عمل روگردان مىشدند، و دنيا ويران مىگشت. و اگر اين معنا موجّه و درست باشد مىتواند نمونه اين قسم از اسرار به شمار آيد.
٣- چيزى است كه اگر صريح گفته شود مفهوم گردد، و در آن زيانى نيست ليكن به طور كنايه و بر سبيل استعاره و رمز ذكر مىشود تا در دل شنونده مؤثّرتر واقع شود، و مصلحت او در اين است كه وقوع آن در نظرش بزرگ آيد، چنان كه اگر گويندهاى بگويد: فلانى را ديدم كه بر گردن خوكها گردن بند دّر مىآويخت، و اشاره او بدين باشد كه علم و حكمت را ميان نااهلان پخش مىكرد، شنونده جز ظاهر گفته او را درك نمىكند، ليكن پژوهشگر دانا هر گاه بنگرد و بداند كه درّى به همراه آن انسان نبوده، و در محلّ او خوك وجود نداشته است راز و باطن سخن او را درمىيابد. و مردم از اين حيث با هم متفاوتند. و بازگشت اين گونه سخن به اين است كه معناى مورد نظر به صورتى گفته شود كه متضمّن همان معنا يا نظير آن باشد، و از اين جمله است قول پيامبر اكرم (ص) كه فرموده است: «مسجد از آب بينى خود را درهم مىكشد، چنان كه پوست بدن از آتش.»«٣٤» در حالى كه مىبينيم سطح مسجد خود را از آب بينى درهم نكشيده و از آن كم نشده است، از اين رو معناى آن اين است كه روح مسجد و مقام معنوى آن نزد خداوند بزرگ است، و انداختن آب بينى در مسجد اهانت و تحقيرى است نسبت به آن، و تحقير ضدّ تعظيم و بزرگداشت آن است، مانند تضادّ آتش با پوست بدن. همچنين فرموده است:
«٣٤» المجازات النبويه شريف رضى ص ١٣٣