راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٤ - فصل در نكوهش علم كلام و اندازه آن
زحمت تكاليف شرعى خود را برهاند. بنابراين تباهيهايى كه چنين دانشجويى به وجود مىآورد بيش از اصلاحاتى است كه ممكن است انجام دهد.
چون با اين تقسيمبنديها آشنا شدى برايت روشن مىشود كه دليل پسنديده آن است كه از نوع دلائل قرآن و از كلمات لطيف باشد تا در دلها مؤثّر واقع شود، و نفوس را قانع كند بىآن كه وارد تقسيمات و تدقيقاتى شود كه بيشتر مردم آنها را درك نمىكنند و اگر درك كنند معتقد مىشوند كه اين شعبده و فنّ است، و دارندهاش آنها را فرا گرفته تا امور را بر مردم مشتبه كند، و اگر كسى كه در اين هنر مانند اوست با وى روبرو شود در برابر او مقاومت خواهد كرد و روشن شد كه اسلاف صالح تنها به سبب زيانهايى كه در فرا گرفتن علم كلام است و ما آنها را شرح داديم از ورود در آن و دلسپردگى به آن منع كردهاند، و گرنه آنچه از ابن عبّاس در مناظره با خوارج و از على (ع) در مناظره با قدريان و غير او نقل شده از سخنان روشن و تابناكى است كه مورد نياز و در همه احوال و اوضاع ستوده و پسنديده است. بلى در ادوار و اعصار مختلف ميزان نياز به آن از حيث كثرت و قلّت متفاوت است، و چه بسا كه به سبب همين امر حكم مربوط به آن نيز مختلف شود.
بارى همه اينها كه گفته شد به حكم عقيدهاى است كه مردم به داشتن آن مكلّف مىباشند، و بر اساس طريقهاى است كه براى دفاع و حفظ آن ضرورى است. امّا براى زدودن شبهات و كشف حقايق و شناخت ماهيّت اشيا و ادراك اسرارى كه ظاهر الفاظ اين عقيده بيانگر آنهاست راهى وجود ندارد جز مجاهده و سركوب كردن شهوات و رو آوردن به سوى خدا با تمام وجود، و برخوردارى از انديشهاى كه برى از هر گونه مجادلهاى باشد، و اين رحمتى است كه از سوى حق تعالى بر كسى كه در معرض وزش نفحات آن قرار گرفته است به اندازه بهره و تلاش او و قابليّت محلّ و پاكيزگى قلبش افاضه مىگردد، و آن دريايى است كه نمىتوان به عمق آن پى برد، و به كرانه آن نمىتوان رسيد.»