راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٢ - فصل در نكوهش علم كلام و اندازه آن
مىكند، مانند بحث از اعتمادات«٢٥» و اكوان و ادراكات و بررسى اين كه آيا رؤيت را ضدّى است كه آن را منع و كورى مىنامند، و اگر هست يكى است كه آن مانع از مشاهده همه ديدنيهاست، يا به عدد هر چه ديدنى و مشاهده آن ممكن است مانعى وجود دارد، و امثال اين قبيل سخنان پوچ و گمراه كننده. قسم دوّم سخنان بيشترى است كه درباره اين ادلّه گفته شده و خارج از قواعد عقايد است و مشتمل بر پرسشها و پاسخهايى است كه بررسى آنها از سوى كسى كه به مقدار مذكور قانع نشده جز مايه مزيد جهل و گمراهى نيست، و بسا سخنى كه شرح و توضيح زياد بر پيچيدگى آن مىافزايد.
اگر گفته شود بحث از احكام ادراكات و اعتمادات ذهن را تيز و قوى مىكند، و ذهن وسيله فهم دين و مانند شمشير مىباشد كه وسيله و ابزار جهاد است، از اين رو تقويت و تيز كردن آن اشكالى ندارد، پاسخ اين است كه اين سخن مانند گفتار كسى است كه بگويد بازى شطرنج ذهن را تيز و فعّال مىكند، لذا شطرنج بازى از دين است، در حالى كه اين سخن هوس و برخاسته از هواى نفس است، چرا كه ذهن را مىتوان با ممارست در علوم شرعى تيز و فعّال كرد، و از آنها بيم مضرّتى نيست.
اينك از آنچه گفته شد مقدار نكوهيده و ستوده از علم كلام معرّفى، و حالتى كه انسان در آن نكوهيده و يا ستوده است، و شخصى كه از آن سود مىبرد و يا نفعى از آن عايدش نمىشود مشخص شد.
فصل
اگر گفته شود: همان گونه كه اعتراف دارى فنّ كلام در دفع بدعتگذاران مورد نياز است و چون امروز بدعتها شايع، و بلوا عامّ و نياز به آن محسوس است، ناگزير فرا گرفتن آن در زمره واجبات كفايى و مانند علم قضا و ولايت و
«٢٥» اعتماد چيزى را گويند كه اندفاع جوهرى سوى چيزى اقتضا كند (احيا العلوم ترجمه خوارزمى ج ١ ص ٢٢٣) م