راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٣ - باب پنجم در امامت
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ الله وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ«٧»، و نيز: وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ«٨»، در نظر اهل بينش روشن است كه مردم حتّى در امور ساده و محدود جز از طريق غلبه يا تقليد اتّفاق نظر پيدا نمىكنند چه رسد به اين امر خطير و بزرگ، آن هم با وجود اختلافات شديد، چنان كه خداوند فرموده است: وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ«٩». و اگر هم فرض شود كه آنها اتّفاق نظر پيدا كنند چگونه بر انتخاب فرد شايستهتر اطّلاع مىيابند در حالى كه براى آگاهى بر باطن اشخاص و ضماير آنها راهى در اختيار آنان نبوده است. موسى كليم (ع) با وجود مقام پيامبرى و گفتگو با خداوند براى ميقات پروردگارش هفتاد تن را از ميان ياران خود برگزيد و در انتخاب وى افسد بر اصلح فزونى يافت. همچنين در كنار پيامبر ما (ص) منافقانى وجود داشتند كه خداوند درباره آنها به پيامبر خطاب مىكند: وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ من الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ من أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ«١٠»، در حالى كه پيامبر (ص) آنان را منافق به شمار نمىآورد، در اين صورت چگونه براى آحاد مردم ميسّر است كه فرد اصلح و شايستهتر را بشناسند و تميز دهند، و بسا ممكن است منافقى گمراه كننده را بىآن كه بر نفاق و مكر او آگاه باشند به زمامدارى برگزينند، و بر اثر فساد ضمير او امّت فاسد و تباه گردد. از اين رو انتخاب تنها از آن كسى است كه آنچه را در سينهها پنهان و در دلها نهفته است بداند، و اين كسى جز خداى متعال نيست: وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا الله.
«٧» قصص / ٦٩: و پروردگار تو هر چه را بخواهد مى آفريند و هر چه را بخواهد بر مى گزيند آنها(در برابر او) اختيارى ندارند منزه است خداوند و برتر است از شريكهايى كه براى او قرارمى دهند
«٨» قصص / ٧٠: پروردگار تو مى داند آنچه را كه سينه هاشان پنهان مى دارد و آنچه را كه آشكارمى كند
«٩» هود / ١١٨: و آنها همواره در اختلافند
«١٠» توبه / ١٠١: و از ميان اعراب باديه نشينى كه پيرامون شما هستند گروهى منافقند و از مردم مدينه نيز دسته اى سخت به نفاق پاى بندند كه آنها را نمى شناسى و ما آنان را مى شناسيم