راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٤ - فصل وجوب عصمت پيامبران
پاك، و از تندخويى، بدرفتارى، زشتخويى، حسد، بخل، پستى نسب، عدم طهارت مولد، زن بودن، مخنّث بودن، كورى، فلج و امثال اينها دور و منزّه بوده، و از گناهان كوچك و بزرگ معصوم باشد. پاكى پيامبران از اين معايب و نقايص براى اين است كه طبايع از آنها رميده نشود، و مردم با ميل و رغبت از آنان اطاعت كنند، و چگونه ممكن است پيامبر مرتكب گناه شود، در حالى كه ريشه گناهان منحصرا در چهار چيز است، كه عبارتند از حرص، حسد، خشم و شهوت، و براى پيامبر روا نيست بر دنيا حريص باشد، چه دنيا زير نگين اوست، و او خزانهدار مسلمان است، و با اين حال به چه چيزى حرص ورزد. و نيز روا نيست پيامبر حسود باشد، زيرا انسان به كسى حسد مىورزد كه برتر از او باشد، و كسى برتر از پيامبر نيست و روا نيست براى چيزى از امور دنيا خشمگين شود، مگر اين كه خشم او به خاطر رضاى خدا در اجراى حدود الهى و امثال آن باشد، همچنين نبايد از شهوات پيروى كند، و دنيا را بر آخرت ترجيح دهد، زيرا خداوند آخرت را محبوب او ساخته همچنان كه دنيا را محبوب ما كرده است. او به آخرت به همان گونه مىنگرد كه ما به دنيا مىنگريم، آيا هيچ ديدهاى كسى رخسار زيبا را به خاطر چهره زشت رها، و خوراك پاكيزه را براى استفاده از طعامى تلخ و ناگوار ترك كند، و از جامه نرم به خاطر جامه زبر و خشن چشم پوشد، و از نعمت هميشگى و جاويد آخرت به خاطر متاع گذرا و ناپايدار دنيا دست كشد هشام بن حكم از اصحاب ما در اثبات عصمت ائمّه (ع) همين سخنان را بيان كرده است«٤».
يكى از دانشمندان گفته است: «خداشناس شجاع است و چرا شجاع نباشد، در حالى كه او از مرگ پرهيز نمىكند؟ و بخشنده است، و چگونه بخشنده نباشد، در صورتى كه او از محبّت باطل بركنار است، و نيز با گذشت است و چرا باگذشت نباشد، و حال آن كه او بزرگتر از اين است كه لغزش بشرى او را
«٤» عيون علل معانى و امالى صدوق بحار ج ٧ ص ٢٢٨ (چاپ كمپانى )