راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٥ - فصل وجوب عصمت پيامبران
از راه حقّ بيرون برد، او كينهها را از ياد مىبرد، و چگونه چنين نباشد، در حالى كه پيوسته به ذكر حقّ مشغول است.»
بارى همان گونه كه در روايات اهل بيت (ع) مكرّر ذكر شده، همه آنچه در قرآن و حديث آمده كه حاكى از نسبت گناه به پيامبران و اوصياى آنها (ع) است بايد تأويل شود، چه آنها به هنگامى كه مستغرق در طاعت خداوند بودهاند هر گاه احيانا بيش از حدّ ضرورت به بعضى از امور مباح پرداختهاند اين امر درباره آنها گناه شمرده شده است. و بايد نسبت به آنها كه درود خداوند بر همه آنها باد به همين گونه معتقد بود.
در مصباح الشّريعة«٥» از امام صادق (ع) نقل شده كه فرموده است:
«خداوند خزاين لطف و كرم و رحمت خود را در اختيار پيامبرانش قرار داده، و آنان را از علوم نهفته خود دانش آموخته. و از ميان همه آفريدگان، آنها را براى خود برگزيده است از اين رو، اخلاق و احوال هيچ كس از آفريدگان شبيه اخلاق و احوال آنها نيست، زيرا آنان را وسيله و واسطه ميان خود و خلق خويش معيّن كرده، و محبّت و طاعت آنها را سبب رضا، و مخالفت و انكار آنان را موجب خشم خود قرار داده، و به هر قومى دستور داده كه از كيش پيامبر خود پيروى كنند، سپس از اين كه طاعت احدى را جز به سبب اطاعت و توقير و محبّت آنان، و شناخت حرمت و منزلت آنها نزد خود بپذيرد خوددارى كرده است بنابر اين همه پيامبران را بزرگ بشمار، و آنها را در حدّ كسى غير از خودشان برابر مساز، و با فكر و انديشه خويش در حالات و مقامات و اخلاق آنها سخن مگوى مگر با بيانى كه از سوى خداوند و اجماع اهل بينش استحكام يافته و به دلائلى كه فضائل و درجات آنها را ثابت كند مستند باشد، و كجا مىتوان به حقيقت پايگاه بلند آنها نزد خداوند رسيد و آن را شناخت. اگر گفتار و احوال آنها را با غير آنها مقايسه كنى بىترديد با آنها بدرفتارى كرده و عدم معرفت خود را نسبت به
«٥» باب ٦٨ ص ٤٥