راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٦ - باب هفتم درباره عقل و شرف و حقيقت و اقسام آن
و اگر جوهر است چطور ممكن است قائم به نفس و نامتحيّز باشد«٩»، پاسخ اين است كه اين مطلب از مسائل علم مكاشفه است، و ذكر آن در علم معامله شايسته نيست. و غرض ما در اين جا بيان علم معامله است.
مىگويم: من اين حديث را به طور كافى در كتاب خود به نام عين اليقين كه آن را در علم مكاشفه تصنيف كردهام شرح دادهام، كتاب مذكور مشتمل بر انوار حكمتها و اسرار سخنان معصومين (ع) است.
غزّالى مىگويد: پيامبر (ص) فرموده است: «انسان به سبب حسن خلق مرتبه روزهگير شبزندهدار را به دست مىآورد، و حسن خلق او به كمال نمىرسد مگر آنگاه كه عقلش كامل گردد، در اين هنگام ايمانش نيز كامل شده، و خدا را فرمانبردار گرديده، و دشمن خود ابليس را نافرمانى خواهد كرد.»«١٠»
ابو سعيد خدرى روايت كرده كه پيامبر (ص) فرموده است: «براى هر چيزى تكيهگاهى است، و تكيهگاه مؤمن خرد او و عبادت وى به اندازه عقل اوست«١١» آيا سخن فاجران را نشنيدهايد كه مىگويند: لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في أَصْحابِ السَّعِيرِ.»«١٢»
از براء بن عازب نقل شده كه گفته است: پيامبر (ص) فرمود: «فرشتگان به وسيله عقل در طاعت حقّ تعالى جدّ و جهد مىكنند، و مؤمنان فرزند آدم به اندازه خردشان در اين راه مىكوشند، از اين رو فرمانبردارترين آنها خردمندترين آنهاست.»«١٣»
«٩» حيز اصطلاح فلسفى است و در معنا و فرق آن با مكان فلاسفه اختلاف است بعضى آن را بامكان مترادف دانسته اند (فرهنگ معارف اسلامى ) م
«١٠» عراقى گفته است : اين روايت را داوود بن محبر در كتاب العقل از حديث عمروبن شعيب ازپدرش از جدش نقل كرده است من مى گويم اين حديث را كلينى در كافى ج ٢ ص ١٠٣ به شماره ١٨ ذكر كرده است
«١١» كنزالفوائد كرابكى بحار ج ١ ص ٩٦
«١٢» ملك / ١٠: اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقل مى كرديم جزء دوزخيان نبوديم
«١٣» عراقى گفته است : داوود بن محبر و بغوى در معجم الصحا به از ابن عازب كه يكى از صحابه وغير از براء بن عازب است آن را به همان سندى كه ابن محبر ذكر كرده روايت كرده اند