راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٥ - باب هفتم درباره عقل و شرف و حقيقت و اقسام آن
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً من أَمْرِنا«٣» و نيز: أَ وَ من كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ«٤» و در آن جا كه از نور و ظلمت سخن گفته مرادش علم و جهل«٥» مىباشد، چنان كه فرموده است: يُخْرِجُهُمْ من الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ«٦».
پيامبر (ص) فرموده است: «اوامر پروردگارتان را تعقّل كنيد، و عمل بر طبق فرمان و عقل را به يكديگر سفارش كنيد، تا آنچه را بدان مأمور گشته و يا از آن نهى شدهايد بشناسيد، و بدانيد كه آن كار شما را در نزد پروردگارتان بزرگ مىگرداند. همچنين بدانيد كه خردمند كسى است كه خدا را اطاعت كند، هر چند بدمنظر، زبون، فرومايه، و بدهيأت باشد، و نادان آن است كه خدا را معصيت كند، اگر چه خوشمنظر، گرانقدر، بلندپايه، خوشهيأت، فصيح و سخنور باشد، چرا كه در پيشگاه حق تعالى بوزينه و خوك از كسى كه او را نافرمانى مىكند خردمندترند، و به اين كه مردم دنيا شما را بزرگ مىدارند فريفته نشويد، چه شما در زمره زيانكارانيد.»«٧»
همچنين فرموده است: «نخستين چيزى كه خدا آفريده عقل است به او فرمود: پيش آى، پيش آمد سپس به او فرمود: بازگرد بازگشت. پس از آن فرمود: به عزّت و جلالم سوگند هيچ مخلوقى گرامىتر از تو نيافريدم، اخذ و اعطا، و ثواب و عقاب خود را به تو منوط و وابسته ساختم.»«٨»
اگر گفته شود: اين عقل اگر عرض است چگونه پيش از اجسام آفريده شده،
«٣» شورى / ٥٢: همچنين بر تو نيز ورحى را به فرمان خود وحى كرديم
«٤» انعام / ١٢٢: آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم
«٥» تعميم اين تاءويل درست نيست و مواردى وجود دارد كه آن را نقض مى كند مانند: الحمد اللهالذى خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور (انعام / ٢٠)
«٦» بقره / ٢٥٧: آنها را از تاريكيها به روشنى مى برد
«٧» بخشى از آن را كراجكى در كنزالفوائد ذكر كرهخ است بحار ج ١ ص ١٦٠ عراقى گفته است :داوود بن محبر در كتاب عقل آن را از حديث ابوهريره نقل كرده و آن در مسند حرث بن ابى السامه از داوود روايت شده است
«٨» محاسن برقى ص ١٩٢ كافى كلينى ج ١ ص ٢٦ به شماره ٢٦ اختصاص مفيد ص ٢٤٤ اوسط طبرانى به نقل از عايشه به سندى ضعيف