راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧ - پيشگفتار
جمعيّت زيادى كه با او هستند خواهد رسيد. مگر آن كه بخواهد از دست مردم چيزى نگيرد و از دسترنج خود زندگى كند. اين امر نسبت به عالم عاملى كه روش او بر اساس ظواهر علم و عمل مىباشد و اهل باطن و سير و سلوك نيست شايسته است زيرا كسب و كار مانع سير و تفكّر باطنى مىشود، ليكن هرگاه به سير و سلوك بپردازد و از دسترنج كسانى زندگى كند كه با اعطاى مال به او به خدا تقرّب مىجويند براى او سزاوارتر است، زيرا با ترك كسب قلب خود را براى عبادت خدا فارغ مىسازد، و آنانى را كه به او بخشش كردهاند به ثواب مىرساند.
در بخش «زهد» گفته است: گاهى حالتى بر ارباب احوال غلبه مىكند كه دست سئوال بردن پيش خلق براى آنها موجب مزيد درجات است. ليكن اين امر بستگى به حالتى دارد كه به آنها دست مىدهد زيرا اين از مواردى است كه مصداق «الأعمال بالنيّات» است چنان كه يكى از اينان نقل كرده است كه ابو اسحاق نورى را ديد در بعضى جاها دست تكدّى به سوى مردم دراز مىكند، وى مىگويد: اين امر بر من گران آمد، و اين كار را از او زشت دانستم. نزد جنيد رفتم و او را از اين جريان آگاه كردم، او گفت: اين امر بر تو گران نيايد، زيرا نورى از كسى درخواست نمىكند مگر آن كه چيزى به آنها بدهد، و سؤال او از مردم براى آن است كه آنها را به ثوابهاى آخرت برساند، تا بىآنكه زيانى ببينند اجر و پاداش برند.
غزّالى در صحّت توكّل شرط دانسته كه اگر انسان تنها باشد و احيانا روزى او نرسد يقين به مرگ كند زيرا مىداند كه در اين موقع روزى او گرسنگى و مرگ مىباشد، و گفته است: اين امر اگر چه در دين نقصان است، ليكن در آخرت براى او موجب زيادتى پاداش است چه او تصوّر مىكند مرضى كه به مرگ او مىانجامد روزى آخرت است كه از سوى بهترين روزى دهندگان براى او حواله شده است. از اين رو چون خداوند چنين حكم و تقدير كرده بدان راضى و خشنود است، و با اين صفت است كه توكّل كامل مىشود.
غزّالى گفته است: ابو تراب نخشبى صوفيى را ديد كه دستش را به پوست