راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦ - پيشگفتار
است، وى به او پاسخى نداد تا آنگاه كه امام سه بار سخن خود را تكرار كرد.
دربار چهارم عابد گفت: در همسايگى مسجد يك تن يهودى است كه روزى دو قرص نان برايم به عهده گرفته است، امام گفت: اگر آن يهودى به تعهّد خود وفا كند اعتكاف تو در مسجد برايت بهتر است، عابد گفت: اى فلان اگر تو با اين نقصان توحيد، امام اين مردم در پيشگاه خداوند نبودى برايت بهتر بود زيرا تو وعده يك تن يهودى را بر وعده خداوند متعال كه روزى بندگانش را ضامن شده است ترجيح دادى.
و نيز گفته است: امام مسجدى به يكى از نمازگزاران گفت: از كجا روزيت را تأمين مىكنى؟ پاسخ داد: اى شيخ! تأمّل كن تا نمازى را كه در پشت سرت خواندهام اعاده كنم سپس پاسخت را بدهم.
در باب اعمال متوكّلين گفته است: بالاترين درجات توكّل آن است كه انسان يك هفته تمام يا بيشتر با اعتماد به فضل الهى و اعانت او بر صبر بى هيچ توشهاى در بيابانها بگردد، و در اين مدّت با اندكى علف يا چيز ديگر بگذراند، و يا اگر چيزى برايش فراهم نشد پايدارى كند و بر مرگ خشنود باشد.
همچنين گفته است: بشر حافى دوكريسى مىكرد، سپس آن را رها كرد زيرا بعاوى به او نوشت: به من خبر رسيده كه تو براى روزى خود از دوك استمداد مىكنى. بگو اگر خداوند چشم و گوشت را از تو بگيرد روزى تو بر چه كسى خواهد بود؟ اين سخن بر دل بشر نشست و از آن پس آلت دوكريسى را از دست بيرون آورده و آن را ترك كرد.
و نيز گفته است: از خواصّ درباره شگفتانگيزترين چيزى كه در سفرهايش ديده پرسش كردند، پاسخ داد: خضر (ع) را ديدار كردم. او از مصاحبت با من خشنود بود، ليكن من از او جدا شدم از بيم آن كه مبادا به او انس گيرم و اين نقصانى در توكّلم باشد.
و نيز گفته است: كوشش در راه روزى براى دينداران زشت و براى عالمان زشتتر است زيرا با آنها شرط شده كه قناعت كنند، و روزى دانشمند قانع و