راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣ - پيشگفتار
ملّت و مذهب و از هر كشور كه باشد بزرگ مىشماريم، و حقّ او را چنان كه بايد مراعات مىكنيم و لكلّ منهم مقام معلوم«١». جز اين كه حقّ به پيروى سزاوارتر است، و دين و عقل و منطق و حقيقت روا نمىدانند كه حقايق پرده پوشى و از آنها اعراض شود، و در ردّ باطل سكوت اختيار، و از جلب نظر جامعه دينى به واقعيّتها چشم پوشى گردد. ما چارهاى نداريم جز اين كه حقّ را آشكار و صحيح را اظهار كنيم، و پرده از چهره شبهات برداريم، از اين رو مىگوييم: هر چند گردآورنده احياء العلوم در فقه، دانش و عرفان، حكمت، بيان و انديشه، روايت و اخلاق دانا و متبحّر بوده ليكن كتاب مذكور پر از موهومات مشقّتزايى است كه نويسنده آن را گرفتار تنگناهايى كرده، و موضعگيريهايش را بر او مشكل ساخته، و بحث را برايش دشوار گردانيده، و مانند دردى كه علاج آن پزشك را خسته و درمانده كرده باشد راه خروج را بر او طاقتفرسا ساخته است.
چنان كه مىبينيم غزّالى در اين كتاب حقّ را بر پايههايى قرار داده كه زيربناى آنها سست و در شرف ويرانى و ادّعاهاى خود را به سخنان و اقوالى مستند كرده كه از ارزش عارى است. بىمقدّمه و ناانديشيده سخن مىگويد، و به هر كس و ناكس و به دلايل نامرتبط تمسّك مىجويد. از اين رو كتابش مجموعهاى از لغزشها و سفسطهها و پر از خرافات مىباشد، در لابلاى اين كتاب گزافه و بيهوده بسيار، و سخنان بىارج و ياوه فراوان است. ابن جوزى در ردّ بر آن به تأليف كتابى جداگانه پرداخته و آن را اعلام الأحياء بأغلاط الإحياء نام نهاده، و نيز در بخش نهم كتاب المنتظم، و هم در كتاب تلبيس ابليس، صفحه ٣٥٧ در ردّ آن به طور گسترده سخن گفته است و ما در جلد يازدهم كتاب الغدير خود قسمتى از سخنان او را ذكر كردهايم.
مصحّح كتاب مىگويد: در اين جا ضرورى است بخشى از لغزشهاى