راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٠ - شرايط مناظره و آداب آن
بتواند كينه آن كس را در دل نگيرد، كه با تكان دادن سر سخن خصم وى را مىپذيرد، و در قبول گفتار او درنگ مىكند، و به سخنان او چنان كه بايد گوش فرا نمىدهد، بلكه هنگامى كه اين وضع را مشاهده مىكند، كينه او را در دل مىگيرد، و آن را در خود پرورش مىدهد، و نهايت خويشتندارى او اين است كه از روى نفاق آن را پنهان بدارد، ولى غالبا چيزى از آن كينه درونى ناگزير در ظاهر نمايان مىشود، و چگونه ممكن است از كينه تهى شود، و حال آن كه تصوّر نمىكند همه شنوندگان گفتار او را برتر بدانند، و همگى حالات او را در ورود به بحث و خروج از آن بپسندند، سپس اگر كمترين سخنآرايى از خصم او ظاهر شود، و يا نسبت به سخنان وى كمى بى اعتنايى به عمل آيد، در سينهاش نهال حقدى غرس مىشود كه تا پايان عمرش دست روزگار نمىتواند آن را ريشهكن كند.
٤- غيبت: خداوند متعال غيبت كردن را به خوردن مردار تشبيه كرده است، و مناظره كننده مدام بر خوردن مردار مداومت دارد، چه پيوسته سخنان خصم را نقل، و او را نكوهش مىكند، و منتهاى پرهيز او اين است كه در آنچه بر ضدّ او مىگويد راست باشد و در نقل از او دروغ نگويد. امّا او ناچار درباره خصم خود سخنانى مىگويد كه دلالت بر نارسايى بيان و نقصان فضل و ناتوانى وى دارد، و اين خود غيبت است. امّا اگر دروغ بگويد بهتانزده است، همچنين اگر نتواند زبان خود را از تعرّض نگه بدارد، تعرّض نسبت به كسى كه از گفتار او روى مىگرداند، و به سخنان خصمش گوش فرا مىدهد و تا آن اندازه با او دشمن مىگردد كه وى را به نادانى و حماقت و نافهمى و سفاهت متهم مىكند.
٥- خودستايى: خداوند متعال فرموده است: فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ،«٦» به حكيمى گفته شد: سخن راستى كه زشت است كدام است؟ گفت: اين كه آدمى خود را بستايد، و مناظره كننده از ستودن نفس خويش به توانمندى و غلبه و
«٦» نجم / ٣٢: پس خودستايى نكنيد