راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٥ - شرايط مناظره و آداب آن
غير او امورى مانند تهديد و ناسزاگويى و آزار سر مىزند، و در اداى واجبى كه عبارت از خيرخواهى نسبت به مسلمانان و رعايت محبّت و مودّت آنان است كوتاهى مىشود و گوينده و شنونده را گنهكار مىكنند، در حالى كه دل او به هيچ وجه متوجّه اين امور نيست، و گمان مىكند او براى رضاى خدا مناظره مىكند.
سوّم- مناظره كننده بايد در دين مجتهد باشد، و به رأى خود فتوا دهد، و از مذهب كس ديگر پيروى نكند تا اگر حقّ بر زبان خصم او جارى شد به آن بگرود. امّا كسى كه مجتهد نيست نمىتواند با مذهب كسى كه مرجع اوست مخالفت كند، و در مناظره او هيچ فايدهاى نيست، چه در صورت بروز ضعف در او نمىتواند مذهب خود را ترك كند، سپس اگر فرض شود كه با مجتهدى وارد بحث و مناظره شود، و مجتهد ضعف دليل خود را دريابد، مجتهد زيانى نمىكند، زيرا بناى او عمل به چيزى است كه از نظر او رجحان دارد، هر چند آنچه را راجح تشخيص داده در واقع رجحانى نداشته و ضعيف باشد. چنان كه اين امر براى بسيارى از مجتهدان اتّفاق افتاده است كه آنها به ادلّهاى متمسّك شدهاند سپس ضعف ادلّه آنها بر خودشان يا ديگران آشكار شده است و ناچار فتواى خود را تغيير دادهاند، و اين تبدّل رأى و فتوا حتّى در يك كتاب مجتهد بلكه گاهى در يك ورقه از او هم به چشم مىخورد.
چهارم- بايد در باب واقعهاى مهمّ كه اتّفاق افتاده يا قريبا روى خواهد داد مناظره كند، و اهتمام او منحصر به اين گونه موارد باشد و مهمّ اين است كه حقّ معلوم و مشخّص شود، و سخن بيش از آنچه براى اثبات حقّ مورد نياز است نبايد به درازا كشد، و نبايد فريب خورد به اين كه مناظره در اين گونه مسائل نادر ورزيدگى فكر و ملكه استدلال و تحقيق را ايجاب مىكند، چنان كه براى بسيارى از كسانى كه هوس اظهار معرفت دارند اتّفاق مىافتد كه در شناخت مسائل و نقض و ابطال آنها و غيره مناظره مىكنند، و اگر چنان كه بايد مورد آزمايش قرار گيرند مقصود آنها را غير از آنچه ذكر شد خواهيم يافت.