راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٣ - سبب رو آوردن مردم به مناظره
آنان حكومت و جايزه خواستند. برخى از آنان محروم شدند، و بعضى به مقصود رسيدند، و آن كه پيروز شد از ذلّت طلب و خوارى پستى و حقارت مصون نماند، در نتيجه فقيهان كه تا آن زمان مطلوب مردم بودند، طالب مردمان و حاكمان شدند، و پس از آن كه بر اثر اعراض از پادشاهان و حاكمان عزيز و محترم شده بودند در نتيجه رو آوردن به آنها خوار و زبون گشتند، بجز كسانى از عالمان دين كه در هر زمان خداوند آنان را مصون و موفّق داشته است. سپس برخى از سران و زمامداران به اقوال و آراى مردم پيرامون اصول عقايد
گوش دادند، و مايل شدند ادلّه آنها را در اين باره بشنوند، و هنگامى كه مردم رغبت حاكمان را به مناظره و مجادله دريافتند، رو به سوى علم كلام آوردند، و كتابها در اين زمينه تصنيف كردند، و طرق مجادله را معيّن، و فنون ردّ و نقض را در مقالات استخراج و مرتّب كردند، و مدّعى شدند كه مقصود آنها پاسدارى از دين خدا و دفاع از سنّت و ريشهكن كردن بدعت است. پس از آن سران و فرمانروايانى پديد آمدند كه غور در كلام و بحث و مناظره در آن را مصلحت ندانستند، زيرا ادامه آن موجب بروز كينهها و دشمنيهايى مىشد كه به ويرانى شهرها منجّر مىگرديد، و تمايل پيدا كردند در فقه و اولويّت مذاهب مجتهدان بحث و مناظره شود. از اين رو مردم كلام و اقسام علوم را رها كردند، و به مسائل مورد اختلاف ائمّه فقه رو آوردند، و ادّعا كردند كه مقصود آنها استنباط دقايق شرع، و بيان علل اختلاف آرا، و فراهم ساختن اصول فتواهاست، و در اين زمينه كتابهاى زياد تصنيف، و استنباطهاى بسيار كردند، و انواع مجادله را كه تا به امروز ادامه دارد ترتيب دادند. و معلوم نيست كه خداوند براى روزگاران پس از ما چه تقدير كرده است. آرى انگيزه مردم در رو آوردن به بحث و مناظره در مسائل مورد اختلاف همين بوده است. و اگر نفوس ارباب دنيا به يكى ديگر از علوم رغبت پيدا مىكرد، مردم نيز به سمت آن علم رو مىآوردند، و از توجيه و بهانهتراشى دست نمىكشيدند و مىگفتند آنچه را كه بدان مشغولند علم دين، و مطلوب آنها تنها تقرّب به درگاه پروردگار جهانيان است.