راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩١ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
مذهب است كه جزء دانش فقه مىباشد. نه علم خلاف سپس به اندازهاى كه عمر مجال دهد و زمان مساعدت كند به تحصيل علم اصول فقه و بقيّه علوم دست به كار شو. امّا عمر خود را در طلب يك فنّ به منظور اين كه آن را به نهايت برسانى صرف مكن، زيرا علم بسيار، و عمر كوتاه است. اين دانشها همه اسباب و مقدّماتند، و ذاتا مطلوب نيستند بلكه به خاطر غير خود مطلوبند، و آنچه براى غير خود مطلوب است، نبايد در آن بر اثر افزونطلبى، مطلوب اصلى فراموش گردد. از علم لغت رايج به مقدارى كه زبان عرب فهميده و با آن سخن گفته شود، و از نوادر آن به اندازهاى كه نوادر قرآن و حديث را بدانى بسنده كن، و تعمّق و غور در آن را رها ساز، و از نحو به قدرى كه به كتاب و سنّت مربوط مىشود اكتفا كن.
مىگويم: مقصود غزّالى از علم مذهب، علم به مذاهب پيشوايان گمراه و گمراهكننده آنهاست كه عبارتند از شافعى، ابو حنيفه، مالك و احمد و امثال آنها همانهايى كه در مسائل دينى بر اساس آرا و خواهشهاى نفسانى خود فتوا مىدادند، و منظورش از علم خلاف، دانستن وجوه اختلافات و توجيهآراى آنهاست. و غرض او از اصول فقه، مبانى و قواعدى است كه براى بناى آراى خود آنها را وضع، و سپس در آنها اختلاف كردهاند، و به طور خلاصه در اين اصول فقه چيزى وجود ندارد كه بتوان آن را علم ناميد، بلكه همه آنها بدعت و گمراهى است. برطبق اصول و قواعد اماميّه واجب است همه علوم دينى از اهل بيت (ع) اخذ شود، و اين اخذ يا زبانى و حضورى و يا با مراجعه به نصوص و تصريحات آنها و يا از طريق استنباط از اخبار و آثار آنان است، و نيز براى كسانى كه شرايط مقرّر و مقدّماتى را كه در اين امر معتبر است دارا، و از تواناييهاى لازم برخوردار باشند، ممكن است اين امر از طريق به كار بردن فكر و تدبّر در احاديث و آثار آنها صورت گيرد. تحصيل علوم آلى يعنى دانشهايى كه وسيله فهم ادلّه احكامند از قبيل نحو، صرف، لغت و غيره غالبا بر اساس فرض دوّم واجب مىشود نه اوّل. و براى كسى كه نمىتواند به ائمّه (ع) دسترسى پيدا كند، و به