راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٥ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
همچنين است حمل تسحّر (سحرى خوردن) بر استغفار، زيرا پيامبر خدا طعام مىخورد، و مىفرمود كه «سحرى بخوريد كه در سحرى بركت است»، و «بياييد براى صرف خوراك با بركت»«٥١». اينها امورى است كه بطلانشان از طريق تواتر و حسّ، اثبات مىشود. بعضى از اين تأويلها نيز به ظنّ غالب باطل بودن آنها معلوم است و اينها چيزهايى است كه با حسّ سر و كار ندارد. و همگى اين تأويلها حرام، و گمراهى و ايجاد تباهى در دين مردم است، و از صحابه و تابعان از اين گونه تأويلها به هيچ روى نقل نشده است. و براى فرمايش پيامبر خدا كه «هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند جايگاه خود را در آتش بداند«٥٢»» مصداقى جز اين وجود ندارد كه چون كسى بخواهد هدف و غرض خود را اثبات و پابرجا كند، گواهى قرآن را متوجّه آن سازد، و آن را بر مقصود خود حمل كند، بىآن كه هيچ گونه دلالت لفظى يا نقلى گواه صدق انطباق آن بر مقصودش باشد. امّا از اين حديث نبايد چنين برداشت كرد كه واجب است قرآن از طريق استنباط و تفكّر تفسير نشود، زيرا از صحابه و مفسّران پيرامون برخى از آيات قرآن پنج تا هفت معنا روايت شده، و روشن است كه همه آنها از پيامبر (ص) شنيده نشده است، زيرا گاهى اين معانى با هم به قدرى تنافى دارند كه جمع آنها ممكن نيست. بنابراين اين اقوال بر اثر حسن فهم و عمق فكر آنها استنباط شده است از اين رو پيامبر (ص) درباره ابن عبّاس فرمود: «بار خدايا او را در دين فقيه و به تأويل دانا فرما.»«٥٣» و هر كس از اهل طامّات اين قبيل تأويلات را جايز بشمارد، با علم به اين كه مراد از آن الفاظ چيز ديگرى است، و ادّعا كند كه مقصودش در اين كار دعوت خلق به سوى حقّ است، مانند كسى است كه وضع و جعل حديث را از قول پيامبر خدا (ص) روا بداند، به اين دليل كه آنچه جعل كرده حقّ است اگر چه شرع آن را نگفته است، مثل اين كه در
«٥١» سنن نسائى ج ٤ ص ١٤٥
«٥٢» ترمذى ابن جرير طبرى مقدمه تفسير ابوالفداء (اسماعيل كثير قرشى ) ص ٢
«٥٣» مفردات راغب ٢٥٢ الاتقان فى طبقات المفسرين ج ٢ ص ١٨٧