راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٥ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
حقّ تعالى مىفرمايد: أَ رَأَيْتَ من اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ«٢٨»، و پيامبر (ص) فرموده است:
در پيشگاه خداوند مبغوضترين معبودى كه در زمين پرستش شده هواى نفس است«٢٩».
بىشكّ هر كس اندكى بينديشد مىفهمد كه بتپرست بت را نمىپرستد بلكه هواى نفسش را پرستش مىكند، زيرا نفس انسان همواره مايل است از كيش پدران خود پيروى كند، و قهرا از اين ميل متابعت خواهد كرد، و گرايش نفس به چيزى كه با آن انس دارد يكى از معانى است كه از آن به هواى نفس تعبير شده است.
همچنين توحيد مذكور منزّه از خشم گرفتن بر خلق و توجّه به آنهاست، زيرا هر كس همه چيز را از خدا بداند ممكن نيست بر غير او خشم گيرد، و توحيد ناب همين است كه از مقامات صدّيقان به شمار مىآيد.
اكنون بنگر كه اين توحيد به چه صورتى در آمده، و به چه قشرى اختصاص يافته، و چه گونه اين نام پسنديده وسيلهاى براى خودستايى و فخرفروشى گرديده، در حالى كه از معناى حقيقى قابل ستايش خود خالى است. و اين مانند ادّعاى پوچ كسى است كه بامداد از خواب برخيزد، و براى اداى نماز رو به قبله كند، و بگويد: وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَر
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ«٣٠» كه اگر بويژه روى دلش متوجّه حق تعالى نباشد، اين نخستين دروغى است كه همه روزه خدا را با آن مورد خطاب قرار مىدهد، چه اگر منظور او از وجه، رخسار ظاهر است، او آن را به سوى كعبه متوجّه ساخته، و از ديگر جهات رو گردانيده، و كعبه براى آفريننده آسمانها و زمين جهت نيست، تا هر كس رو به سوى كعبه كند رو به سوى او آورده باشد. زيرا خدا برتر از اين است كه در جهات محدود شود، و اگر مقصودش روى دل است- كه همين از او خواسته شده و مكلّف به آن است- در اين صورت چگونه سخنش راست باشد، و حال آن كه دل او در گرو نيازها و
«٢٨» فرقان / ٤٣: آيا ديدى كسى را كه هواى نفس خويش را معبود خود برگزيده است
«٢٩» طبرانى از حديث ابن امامه آن را نقل و المغنى نيز آن را روايت كرده است
«٣٠» انعام / ٧٩: من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده است