راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٢ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
مردم براى جلب رضاى خداوند بوده، و براى قرآن وجوه بسيارى را معتقد باشد.»«٢٤»
«در روايتى كه به ابى الدّرداء منتهى مىشود نقل شده كه در دنباله گفتار آن حضرت آمده است: «سپس به اصلاح نفس خويش بپردازد، و سرسختترين دشمن آن باشد.»«٢٥»
يكى از پيشينيان گفته است: فقيه كسى است كه در دنيا زاهد، و به آخرت راغب، و به دين خود آگاه باشد، و پيوسته در بندگى پروردگارش بهسربرد«٢٦» پرهيزگار بوده و نفس خويش را از تعرّض به آبرو و نواميس مسلمانان باز دارد.
و از تجاوز به اموال آنها خوددارى كند، و خيرخواه جمعيّت آنها باشد.
گوينده در اين صفاتى كه براى فقيه برشمرده نگفته است بايد حافظ فروع فتواها باشد، و من نمىگويم: فقه فتاواى در احكام ظاهر را شامل نمىشود. ليكن وقوع اين واژه بر آن بر سبيل عموم و شمول و يا به طور تبعى است، و پيشينيان آن را بيشتر بر علم آخرت و احكام قلب اطلاق كردهاند، و اين تخصيص، دستهاى از مردم را برانگيخت كه حقيقت را كتمان كرده خود را وقف فقه كنند، و از علم آخرت و احكام قلب روى گردانند، و طبع بشرى خويش را در اين راه ياور خود يافتند. زيرا علم باطن پيچيده و عمل به آن دشوار است، و براى احراز مقام حكمرانى و منصب قضا و يا به دست آوردن جاه و مال نمىتوان بدان تمسّك جست، و با تخصيص واژه فقه كه در شرع نامى ستوده است به علم فتواها شيطان مجالى يافت كه آن را در دلها نيكو جلوه دهد.
«٢٤» العلم ابن عبدالبر از حديث شداد بن اوس المختصر ص ١٢١ منتخب كنزالعمال كه درهامش المسند است ج ٤ ص ٣٦ از خطيب در المتفق و المفترق از شداد بن اوس عراقى گفته است : در سند اين حديث صدقه بن عبدالله مى باشد كه ضعف او مورد اتفاق است و حديثى مرفوع نيست و آنچه در اين حديث صحيح است اين است كه اين قول ابى الدرداء است وبى قلامه از او نقل كرده كه گفته است : هرگز كسى فقيه كامل نمى شود
«٢٥» العلم ابن عبدالبر المختصر ص ١٢١
«٢٦» همين بخش از حديث را دارمى در سنن خود ج ١ ص ٨٩ به سند خود از حسن بصرى روايت كرده است