راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧١ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
كه: لِيَتَفَقَّهُوا في الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ، و آنچه با آن مردم انذار مىشوند همين دانش فقه است، نه فروع طلاق، لعان، سلم و اجاره، زيرا با اين فروع بيم و ترس حاصل نمىشود، بلكه اكتفاى مستمرّ به اينها دل را دچار قساوت مىكند، و خوف و خشيت از خدا را از آن مىزدايد، چنان كه از كسانى كه خود را وقف اين امور كردهاند مشاهده مىشود و آنها همان گونهاند كه خداوند فرموده است: لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها«٢٠» و مقصود آيه عدم فهم معانى ايمان است نه عدم درك فتواها. به جان خودم سوگند كه در لغت فقه و فهم دو اسمند براى يك معنا و ما آنها را طبق عادت خود كه در گذشته و حال جارى بوده و هست استعمال مىكنيم. خداوند فرموده است: لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً في صُدُورِهِمْ من الله ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ«٢١» در اين آيه حق تعالى كمى بيم آنها را از خداوند، و بزرگ دانستن قدرت خلق را، به سبب كمى فقه آنها ذكر كرده است، حال بايد انديشيد كه اين وضع نتيجه عدم حفظ فروع فتواها و احكام بوده، يا حاصل عدم علومى كه ما آنها را ذكر كرديم؟
پيامبر (ص) به كسانى كه بر او وارد شدند فرمود: «اينان عالمان، حكيمان و فقيهانند.»«٢٢» و نيز فرمود: «آيا شما را آگاه نكنم كه فقيه كامل كيست؟
عرض كردند: چرا فرمود: كسى كه مردم را از رحمت خداوند نوميد نكند، و از مكر خدا ايمن نگرداند، و از يارى خدا مأيوس نسازد، و قرآن را به خاطر غير آن رها نكند.»«٢٣» و فرموده است: «بنده فقيه كامل نمىشود، مگر آنگاه كه دشمنى او با
«٢٠» اعراف / ١٧٩: آنها دلهايى (عقلهايى ) دارند كه با آن نمى فهمند (انديشه نمى كنند)
«٢١» حشر/ ١٣: وحشت از شما در دلهاى آنها بيش از ترس از خداست اين به سبب آن است كه آنهاگروهى نادانند
«٢٢» كافى ج ٢ ص ٤٨ عراقى گفته است : اين حديث را ابونعيم در حليه بيهقى در الزهد و خطيب در تاريخ خود با سندى ضعيف از حديث سويد بن حرث نقل كرده است
«٢٣» العلم ابن عبدالبر المختصر ص ١٢٠ از على بن ابى طالب (ع ) از پيامبر سنن دارمى ج ١ص ٨٩ به سند خود از يحيى بن عباد از على (ع ) تيسير الوصول ج ٤ ص ١٦٢ از على بن ابى طالب (ع ) و رزين نيز آن را نقل كرده است