راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٠ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
عيسى (ع) فرموده است: «تعداد درختان چقدر زياد است» و حال آن كه همه آنها ميوهدار نيستند، و چقدر تعداد ميوهها زياد است ليكن همهميوهها خوب و گوارا نيستند، و چقدر تعداد علوم زياد است در حالى كه همه آنها سودمند نيستند.»«١٩»
واژههايى از علوم كه معناى آنها دگرگون شده است
بايد دانست منشاء آميخته شدن علوم ناپسند با علوم شرعى، تحريف و تبديل اسامى دانشهاى پسنديده و نقل آنها- بر اساس اغراض فاسد- در معناهايى است كه مسلمانان شايسته قرن نخست اسلام آنها را اراده نكرده و در آن معانى به كار نبردهاند، و اينها پنج واژهاند: فقه، علم، توحيد، تذكير و حكمت. اين اسامى نامهايى پسنديدهاند، و كسانى كه به اين صفات موصوف باشند در دين مقامات و مناصبى والا دارند، ليكن اين واژهها در اين زمان معانى ناپسندى پيدا كردهاند و دلها از نكوهش كسانى كه به اين معانى موصوفند نفرت دارد، و اين به سبب رواج اطلاق اين اسامى بر آنهاست.
نخستين واژه فقه است
كه از طريق تخصيص، نه از راه نقل و تحويل در آن تصرّفاتى كردهاند، زيرا آن را به شناخت فروع شگفتآميز در فتواها، و آگاهى بر دقايق علل آنها، و بحث زياد درباره آنها، و حفظ اقوال مربوط به آنها مخصوص گردانيدهاند، و هر كس تعمّق او در اين مسائل قوىتر، و اشتغال او بدانها بيشتر است او را فقيهتر مىدانند، در حالى كه فقه در عصر نخست اسلام مطلقا بر علم راه آخرت، شناخت دقايق آفات نفس و اسباب تباهى اعمال، شدّت توجّه به حقارت دنيا، چشم دوختن هر چه بيشتر به نعمتهاى آخرت و غلبه ترس از خدا بر دل، اطلاق مىشده است دليل بر اين، گفتار خداوند متعال است
«١٩» تحف العقول ابن شعبه ص ٥٠٣ به طور مرسل