راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٦ - فصل شرح علم آخرت و نقل اخبار در اين باره
هزار باب ديگر به رويم گشوده شد.»«٤٤»
كميل بن زياد نخعى از آن حضرت درباره حقيقت پرسيد، فرمود: «تو را با حقيقت چكار است؟ عرض كرد: آيا من رازدار تو نيستم؟ فرمود: آرى، ليكن آنچه از من لبريز مىشود بر تو مىتراود. سپس به پرسشهاى او پاسخ داد.»«٤٥»
كميل نقل كرده است: «امير مؤمنان (ع) دستم را گرفت و به بيرون شهر برد، چون به بيابان رسيديم، آن حضرت آهى بلند از سينه برآورد، و پس از آن به من فرمود: «اى كميل بن زياد! اين دلها مانند ظرفهايند، و بهترين آنها نگاهدارندهترين آنهاست، اينك آنچه را به تو مىگويم نگهدار. مردم سه دستهاند: عالم ربّانى، طالب علمى كه در طريق رستگارى است و دستهاى كه مانند مگس ريزهاند. اينان هر آوازكنندهاى را پيروند، و با هر بادى به حركت در مىآيند. از انوار دانش روشنى نطلبيدهاند، و به ستون استوارى پناه نبردهاند ... تا آن جا كه مىفرمايد: بدان در اين جا (به سينه مبارك خود اشاره فرمود) علم فراوان است. كاش حاملانى براى آن مىيافتم، آرى مىيابم تيزفهم نامطمئنى كه دين را وسيله به دست آوردن دنيا قرار مىدهد، و به نعمتهاى خدا بر بندگانش و به حجّتهاى او بر دوستانش برترى مىجويد، يا كسى را مىيابم كه فرمانبردار اهل حقّ است در حالى كه او را در زمينه دانش بينشى نيست با نخستين شبههاى كه روى دهد آتش شكّ در دلش افروخته مىشود، بدان كه نه اين شايستگى دارد و نه آن. يا كسى را مىيابم كه به لذّات دنيا دل بسته، و در برابر شهوات به آسانى عنان خود را از دست مىدهد. يا كسى را كه شيفته گردآورى و انباشتن مال و منال است، اين دو نيز در هيچ چيزى جانب دين را نگه نمىدارند، شبيهترين موجود به آنها دامهاى چرندهاند، بدين گونه با مرگ دانشمندان دانش مىميرد. آرى زمين هرگز از كسى كه با حجّت و دليل دين
«٤٤» اين حديث معروف است بحار ج ٩ چاپ سنگى ص ٤٧٥ و ج ٧ ص ٢٨٢ و ج ٦ باب وصاياى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
«٤٥» رجال نيشابورى روضات الجنات ضمن شرح حال كميل