راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٥ - فصل شرح علم آخرت و نقل اخبار در اين باره
را به تسلّط بر نفس خويش يارى داده است، او اندوه را شعار خود كرده و ترس را دثار خود ساخته است. پس چراغ هدايت در دلش روشن شده ... تا آن جا كه مىفرمايد: او جامه شهوات را از تن بيرون كرده، و خود را از همه مقاصد جز يك مقصد تهى ساخته است از صفت كورى بيرون رفته و از مشاركت با هواپرستان خارج شده، و از كليدهاى ابواب هدايت و رستگارى، و قفلهاى درهاى هلاكت گشته است راه خود را ديده، و در آن رفته، و نشانههاى خويش را شناخته، و سختيها را گذرانده، و به محكمترين حلقهها و استوارترين ريسمانها چنگ زده است، لذا يقين او مانند يقين به روشنايى آفتاب است.»«٤٢»
ضمن گفتار ديگرى فرموده است: «براستى خرد خود را زنده كرده، و نفس خويش را ميرانده، به طورى كه بزرگش خرد، و درشتش نرم شده است.
رخشندهاى بسيار نورانى بر او تابيد، و راه برايش روشن شد، و در پرتو آن راه را پيمود، و ابواب، او را به باب سلامت و سراى اقامت راندند. و پاهايش با آرامش بدن در جاى امن و آسوده استوار شد، به سبب آنچه دلش را به آن گماشت و پروردگارش را بدان خشنود ساخت.»«٤٣»
و فرموده است: «بلكه من در علمى پنهان فرو رفتهام كه اگر آن را آشكار كنم شما مانند لرزش ريسمان در چاه ژرف مضطرب و لرزان مىشويد.»
و نيز فرموده است: «از پيامبر خدا هزار باب علم فراگرفتم. كه از هر بابى
«٤٢» نهج البلاغه خطبه ٨٤ شايد مراد از اين جمله فتنه هاى دنيا و گمراهيهاى آن باشد كه با تمسك به آنچه مايه نجات و هدايت است از آنها رهايى يافته است و ممكن است مقصود از محكمترين حلقه ها ايمان و استوارترين ريسمانها پيروى اوامر الهى و متابعت راه هدايت باشد
«٤٣» همان ماءخذ خطبه ٢١٨ ممكن است مراد از ابواب اسباب تقرب به درگاه حق تعالى باشد كه عبارت از طاعات و ترك لذات است زيرا هر يك از آنها بابى از ابواب بهشتند او از اين درهامنتقل مى شود تا به در بهشتى مى رسد كه قرارگاه امن و راحت است و نيز امكان دارد كه ابواب عبارت باشد از لذات و خواهشهاى نفسانى كه انسان به مقتضاى طبع خواستار آنهاست و راندن از اين ابواب كنايه باشد از اين كه تاءييدات الهى او را از آلودگى به آنچه نفس خواهان آن است بازداشته و از اين ابواب رانده شده به باب سلامت كه سراى اقامت و بهشت جاويد است رسيده وبه آن در آمده است