راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٦ - فصل گفتار غزّالى كه فقه از علوم دنياست
چيزى است كه مكلّف را به انجام دادن فعل برانگيخته، و او را به آوردن آن وادار كرده است، چنان كه تحقيق آن در بخش منجيات خواهد آمد، و اين امرى است كه هر فاعل صاحب شعورى در هر كارى كه انجام مىدهد از آن خالى نيست، بنابراين درست نيست كه تكليف به آن تعلّق گيرد، زيرا از اختيار انسان خارج است، بدين سبب برخى از دانشمندان ما گفتهاند: اگر خداوند مردم را مكلّف مىكرد عبادات را بدون نيّت انجام دهند، تكليف او شاقّ و ما لا يطاق بود.
و تكليف تنها به عوارض و خصوصيّات نيّت تعلّق مىگيرد، مانند اخلاص و ريا و امثال اين دو كه در علم اخلاق از آنها بحث مىشود، و گفتگو درباره آنها از وظايف علماى آخرت و پزشكان قلوب است، و از وظايف فقيه از حيث اين كه او در رشته ديگرى فقيه و خبره است به شمار نمىآيد و چنانچه وى متعرّض اين مسائل شود از فنّ خود خارج شده و به طور طفيلى وارد اين مباحث شده است.
امّا اين كه غزّالى مىگويد: «جز به هنگام تكبيرة الاحرام»، شايد منظورش اشاره به اين است كه نمازگزار در آغاز نماز بايد دل را تنها متوجّه حق تعالى كند، و به دل خطور دهد كه منحصرا براى خداوند نماز مىگزارد، و اين همان امرى است كه در اخبار ما «توجّه» گفته شده است و فقيهان از آن به «نيّت» تعبير كردهاند. يا مقصودش اشاره به آن است كه به هنگام شروع در نماز عظمت حق تعالى را به ياد آورد. امّا اين كه برخى از فقيهان زحمت به خود داده گفتهاند واجب است به هنگامى كه نمازگزار نماز را آغاز مىكند به نحوى خاصّ متوجّه عبادت خود و ويژگيها و انگيزههاى اداى آن باشد امرى است كه به هيچ روى در كتاب و سنّت وارد نشده، و هرگز از سوى پيشينيان درباره اين موضوع و مسائل دشوارى كه از آن منشعب مىشود، و مردم را دچار وسواس مىسازد تحقيق و پرسشى به عمل نيامده، بلكه اين از مواردى است كه مشمول اسكتوا عما سكت الله عنه«٢٧» مىباشد.
«٢٧» درباره آنچه خداوند سكوت كرده است شما نيز سكوت كنيد حديث نبوى