راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٥ - فصل گفتار غزّالى كه فقه از علوم دنياست
آن كه مىداند شمشير شكّ و شبهه او را نزدوده، و پرده جهل و حيرت را از دل او برطرف نكرده است، ليكن او از دارنده شمشير آخته براى فرود آوردن آن بر گردنش و از دست قدرتمندى كه به سوى دارايىاش دراز شده بيمناك بوده است، و اداى كلمه شهادتين جان و مالش را مادام كه داراى جان و مال است از خطر مىرهاند. و اين حكم الهى در اين دنياست. از اين رو پيامبر (ص) فرموده است: مأمورم با مردم بجنگم تا لا اله الّا الله بگويند، و چون آن را بر زبان جارى كنند جان و مال آنها از سوى من محفوظ است«٢٦»، و خداوند اثر اداى اين كلمه را در جان و مال قرار داده است. امّا در آخرت گفتار تنها سودى ندارد و فقط نورانيّت دل و اسرار و اخلاق آن مىتواند سودمند باشد، و اين كار فقيه نيست، و اگر او در اين راه تلاش و غور و سعى كند مانند اين است كه در كلام و طبّ كه فنّ او نيست به كوشش و پژوهش بپردازد.
امّا نماز: اگر مسلمان اعمال آن را با مراعات شرايط ظاهرى آن به جا آورد، فقيه بر صحّت آن حكم مىكند، هر چند در سر تا سر نماز جز به هنگام تكبيرة الاحرام در حال غفلت بوده، و به تفكّر در حساب معاملات خويش در بازار مشغول باشد. اين نماز در آخرت سود چندانى ندارد، همچنان كه صرف گفتار در اسلام داراى فايدهاى نيست، ليكن فقيه حكم به صحّت آنها مىكند، زيرا با آنچه به جا آورده، صيغه امر را امتثال كرده، و قتل و تعزير از او برداشته شده است امّا بايد گفت كه خشوع و حضور قلب كه عمل آخرتى است، و تنها با وجود آن اعمال ظاهرى سودمند خواهند بود مورد بحث فقيه نيست، و اگر متعرّض اين مسائل شود خارج از فنّ اوست.
مىگويم: اگر گفته شود: فقيه نيّت را شرط صحّت نماز قرار مىدهد، و در صورت عدم نيّت، به بطلان آن حكم مىكند، و چون نيّت امر قلبى است، نظر او در نماز از دنيا متوجّه آخرت شده است. پاسخ اين است كه نيّت در حقيقت همان
«٢٦» سنن ابوداوود كتاب جهاد ج ٢ ص ٤١ التاج الجامع الاصول ج ٤ ص ٣٢٥ صحيح بخارى مسلم ترمذى و نسائى