راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٩ - باب دوّم
نماز را به جا آورد، بلكه به سبب اشتغال به آموختن اين آداب، وقت نماز از او فوت مىشود، در اين جا دو احتمال است: يكى آن كه چه بسا گفته شود ظاهر بقاى اوست، و آموختن احكام پيش از در آمدن وقت نماز بر او واجب است، احتمال ديگر اين كه وجوب علمى كه شرط عمل است پس از وجوب عمل است، و در اين صورت آموختن آداب وضو و نماز پيش از فرا رسيدن ظهر بر او واجب نيست، نمازهاى ديگر نيز به همين گونه است.
اگر اين شخص تا ماه رمضان زنده بماند، به سبب آن آموختن احكام روزه بر او واجب مىشود، و بايد بداند كه وقت روزه از صبح صادق است تا غروب آفتاب، و در آن نيّت و خوددارى از خوردن و نوشيدن و جماع واجب است، و اين امساك در روزه تا هلال ماه شوّال ادامه دارد.
و هم اگر اين شخص مالى به دستش برسد، و يا به هنگام بلوغ مالى را دارا بوده است، آموختن احكام زكات بر وى واجب مىشود، امّا اين وجوب فورى نيست، بلكه تا اتمام سالى كه در آن اسلام آورده است فرصت دارد. و اگر دارايى او منحصر به شتر است، بر او واجب نيست احكام زكات گوسفند را فرا گيرد، ساير اقسام مال نيز به همين گونه است.
و چون ماه يا ماههاى حجّ فرا رسد، اگر رو به سوى مكّه آورد، و در موسم حجّ به آن جا برسد، و داراى استطاعت باشد بر او واجب است احكام حجّ را فرا گيرد، ليكن تنها واجبات و اركان عمل حجّ بر او واجب است، و مستحبّات آن واجب نيست، زيرا آنچه مستحبّ است احكام به جا آوردن آنها، نيز مستحبّ مىباشد، و واجب عينى نيست. در وجوب فراگيرى علم اعمال ديگرى كه واجب عينى است نيز وضع به همين گونه است.
امّا اگر عارضه در ترك فعل باشد، آموختن چگونگى آن بر حسب حالات مختلفى كه بر انسان واقع مىشود، واجب مىگردد، و نسبت به اشخاص مختلف است. مثلا بر گنگ واجب نيست حرمت سخنان حرام را ياد گيرد، همچنان كه به كور فرض نيست نگاههايى را كه حرام است فرا گيرد، و بر بدوى يا بيابانى واجب نشده است بياموزد كه