روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٩ - ترجمه
نرسد،و عفو و ابراء در[او] [١]نشود.
و ملاعنه كه واجب شود،به نزديك ما به دعوى مشاهده زنا واجب شود يا به نفى حمل،و مذهب مالك همين [٢]است.و ابو حنيفه و شافعى گفتند:به دعوى زنا مطلق بر زن ملاعنه واجب شود،اگر مرد و زن هر دو سپيد [٣]باشند زن فرزندى سياه آرد،يا هر دو سياه باشند و زن فرزندى سپيد [٤]آرد نفى نشايد [٥]كردن فرزند را به اين تهمت و نه نيز ملاعنه واجب شود.شافعى را در اين دو قول است:يكى چنين كه ما گفتيم،و دگر آنكه:مرد لال را-چون او را-اشارتى مفهوم و كنايتى معقول باشد همۀ عقود او صحيح باشد از نكاح و طلاق و قذف و لعان و سوگند و جز آن،و بيشتر فقها خلاف كردند،الفاظ لعان معتبر است به نزديك ما چنان كه در قرآن است،اگر چيزى از آن كم باشد روا نبود و حكم ملاعنه به آن ثابت نشود و فرقت حاصل نيايد [٦]،اگر حاكم حكم كند به آن و اگر نكند،و شافعى همين [٧]گفت.و ابو حنيفه گفت:اگر بيشتر الفاظ بيارد و كمتر رها كند،و حاكم حكم كند فرقت حاصل شود،و اگر حكم نكند فرقت [٨]نباشد،جز آنكه حاكم را نشايد تا حكم كند.
و تلفيظ [٩]لعان به چهار چيز باشد:به لفظ،و موضع،و وقت،و جمع.
امّا الفاظ:آنچه قرآن به آن ناطق است.
و امّا موضع:اشرف [١٠]بقعة فى البلد،به مكّه در مسجد الحرام،و به مدينه در مسجد رسول،و شهرهاى [١١]ديگر در مساجد شريف.
و امّا وقت:بعد صلاة العصر،چنان كه در خبر شريك آمد.
و اما جمع:چنان كه در اين خبر آمد كه،رسول-عليه السّلام-فرمود تا بگفتند:
الصّلاة جامعة، و شافعى همين گفت:و ابو حنيفه گفت:اين تلفيظ [١٢]معتبر نيست.
ترتيب در لعان واجب است،ابتدا به ملاعنه مرد كند آنگه زن،اگر مرد ابتدا
[١] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٧] [٢] .مه:هم اين،كه اين جا مناسبتر مىنمايد.
[٤] [٣] .آج،لب،آل:سفيد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+حاصل.
[٦] .مه+سواء.
[٨] .مه+حاصل.
[١٢] [٩] .همۀ نسخه بدلها:تغليظ.
[١٠] .آج،لب،آل:اشراف.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:و به مسجدهاى.