روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٠ - ترجمه
و الانقطاع اليه،گفت بگو: قُلْ رَبِّ إِمّٰا [١]تُرِيَنِّي مٰا يُوعَدُونَ ،بار خدايا!اگر با من نمايى آن عذاب كه ايشان را به آن وعده كردند يا وعيد.
بار خدايا!مرا در جملۀ ايشان كه ظالمانند مكن،يعنى مرا با ايشان عذاب مكن.و اين آيت دليل است بر آنكه آنچه دانند كه خداى تعالى خواهد كردن لا محاله يا نخواهد كردن از او بخواهند به دعا بر سبيل خشوع و خضوع و تعبّد،چه اگر رسول اين دعا كردى و اگر نه خداى تعالى او را در جملۀ كافران هلاك نكردى،كه اين [٢]ظالمى كند يا جاهلى.
وَ إِنّٰا عَلىٰ أَنْ نُرِيَكَ مٰا نَعِدُهُمْ لَقٰادِرُونَ ،آنگه گفت:ما قادريم و توانيم كه با تو نماييم آنچه ايشان را به آن وعيد مىكنيم از عذاب و هلاك،يعنى تعجيل كنيم تا تو ببينى،و لكن براى مصلحت تكليف را تأخير كرديم تا قيامت.
آنگه رسول را-عليه السّلام[گفت] [٣]:تو دفع سيّئه به چيزى كن كه نيكوتر باشد،يعنى جواب ايشان و مدافعت با ايشان و منازعت با كافران بر نيكوتر وجهى كن،يعنى چون ايشان سخنهاى منكر گويند،تو در برابر آن [٤]حجّت گو،و موعظه [٥]كن تا باشد كه ايشان[را]صرف كند بر وجه لطف از آنچه مىكنند و مىگويند.آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت: نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا يَصِفُونَ ،ما عالمتريم به آنچه ايشان وصف مىكنند و مىگويند تا بحقّ ايشان رسم [٦]و جزا به سزا [٧]در كنار ايشان كنم.
آنگه رسول را-عليه السّلام-گفت بگو-و او را دعا و تضرّع بياموخت:
ربّ اعوذ بك من همزات الشّياطين. ،من پناه با تو مىدهم از اشارات [٨]و وسوسۀ شياطين و ديوان، و اصل الهمز الضّرب و الدّفع [٩]،و منه المهماز للحديدة في اسفل الخفّ،براى آنكه بر چهارپاى زنند،و الهمز و الغمز و الرّمز نظاير،جز كه همز سختتر [١٠]باشد،و غمز
[١] .اساس:ان ما،با توجّه به آط و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+با.
[٣] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .اساس:دربران،به قياس با نسخۀ آط و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مواعظت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:برسم.
[٧] .آج،لب،آل:و سزا.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز آل:اشارت،آل:اساءت.
[٩] .آط،آب،آج،لب،آل:الرّفع.
[١٠] .آط،آج،لب،آل:سختر.