روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٩ - ترجمه
قٰالَ هٰذِهِ نٰاقَةٌ ،گفت:اين شترى است، لَهٰا شِرْبٌ ،او را نصيبى است و شما را نصيب [١]روزى معلوم.و«شرب»،مصدر باشد،و«شرب»جماعتى شاربان باشند،و«شرب»نصيب باشد از آب.فعل به معنى مفعول،و اين آن است كه در قصّه صالح برفت كه صالح-عليه السّلام-آن آب كه ايشان را بود ببخشيد ميان شتر و ميان ايشان تا يك روز نوبت ايشان بودى و يك روز نوبت شتر.آن روز كه نوبت شتر بودى،بيامدى و دهن بر نهادى و جمله آب بازخوردى،و هم چندان آب كه خوردى شير بدادى.و روزى[كه] [٢]نوبت ايشان را بودى،شتر آب نخوردى و شير ندادى.
وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ ،دست به او دراز مكنى به بدى،يعنى به عقر و پى بكردن.
فَيَأْخُذَكُمْ ،كه پس شما را بگيرد عذاب روزى بزرگ، از او قبول نكردند و نشنيدند، و آن شتر را پى بكردند و بكشتند. فَأَصْبَحُوا نٰادِمِينَ ،در روز آمدند پشيمان،چون عذاب بديدند در وقتى كه پشيمانى سود نداشت.
فَأَخَذَهُمُ الْعَذٰابُ ،عذاب بگرفت ايشان را. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيَةً ،در اين آيتى و دلالتى هست،و بيشترين ايشان ايمان نمىآرند، و خداى تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ ،به دروغ داشتند قوم لوط پيغامبران را.
إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ ،چون گفت ايشان را برادرشان [٣]لوط: أَ لاٰ تَتَّقُونَ ، نمىترسى از خداى؟.
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ،من شما را پيغامبرىام استوار. از خداى بترسى و مرا طاعت دارى. و من از شما مزدى نمىخواهم،مزد من بر خداى جهانيان است.
أَ تَأْتُونَ الذُّكْرٰانَ [٤] ،خلوت مىكنى با نران و مردان، و رها مىكنى آنان را كه خداى براى شما آفريده است از جفتان و زنان خود،بل شما قومى متجاوز الحدّ و متعدّى[١٥٥-پ]از حلال به حرام [٥].
[١] .همۀ نسخه بدلها:نصيبى.
[٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .مش+برادر نسبى نه برادر دينى يعنى،مه:برادر ايشان.
[٤] .اساس+آن،به قياس با آط و ديگر نسخه بدلها،زايد مىنمايد.
[٥] .چاپ شعرانى+مىباشيد.