روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٧ - ترجمه
بالاى [١]آن موجى [٢]از بالاى [٣]آن ابرى تاريكيها بهرى زبرتر [٤]بهرى چون بيرون كند دستش نزديك نباشد كه بيند آن را،و هركه نكند خداى آن را [٥]،نورى نباشد او را از نور.
نبينى [٦]كه خداى را تسبيح كند [٧]او را هركه در آسمان و زمين است و مرغ صف زده [٨]همه دانند نماز او [٩]و تسبيح او [١٠]و خداى داناست به آنچه ايشان مىكنند.
و [١١]خداى راست پادشاهى آسمانها و زمين،و با خداى است بازگشت.
[١٢] [١٠٦-پ] نبينى [١٣]كه خداى مىراند ابرى را پس جمع كند [١٤]ميان آن را،پس كند آن را بر هم نشسته،بينى باران بزرگ قطره بيرون آيد از ميان او [١٥]و فروفرستد از آسمان از كوهها كه هست در او از تگرگ [١٦]برساند به او به آنكه خواهد،و برگرداند ازآنكه خواهد نزديك باشد روشنايى برق [١٧]او ببرد چشمها را.
مىگرداند خداى
[٣] [١] .آط،آج،لب،آل:زبر.
[٢] .آط،آب،مش:نوه آب،آج،لب،آل:آشوب آبى.
[٤] .آط،آج،لب:زبر،آب،مش:از بالا.
[٥] .آط،آج،لب،آل،مش:كه را نكند خدا مر او را.
[٦] .آط،مش:آن ديدى،آب:روآن ديدى،لب،آل:اى نديدى.
[٧] .آط،آب،آج،لب،آل:به پاكى ياد كند.
[٨] .آط،آب،مش:مرغان دسته كرده.
[١٠] [٩] .آط:خويش،آب،آج،لب،آل،مش:خود.
[١١] .آط،آج،لب+مر.
[١٢] .اساس:عمّن،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[١٣] .آط،آب:يا نديدى،آج،لب،آل:يا نديدند،مش:آيا نديدى.
[١٤] .آط آب:مش:فراهم آورد.
[١٥] .آج،لب،آل:از فرجهاى آن.
[١٦] .آط،آب،مش:يخ.
[١٧] .آط،آب،مش:درخش.