روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٧ - ترجمه
موروث نباشد،و شافعى گفت:موروث باشد.و در آنكه به كه رسد سه قول است او را:يكى [١]موافق مذهب ماست،و قول دوم آنكه عصبه را باشد،و قول سيم آنكه به جمله خويشان رسد از خويشان نسبى و سببى-از مردان و زنان-و اين مذهب اصحاب اوست [٢].
تعريض به قذف،قذف نباشد به نزديك ما [٣]اگر در حال غضب [٤]باشد و اگر در حال رضا [٥]،و مذهب شافعى همين است،و مالك گفت:در حال غضب قذف باشد،و در حال رضا قذف نباشد.
مرد آزاد بكر را چون در زنا چهار حدّ بزنند او را يا در قذف،به بار پنجم بكشند او را.و بنده را بار هشتم.و يك روايت آن است كه:بنده را به بار چهارم بكشند،و جملۀ فقها در اين باب خلاف كردند و گفتند:بر او حدّ باشد [٦]چندان كه كند از قذف و زنا،قوله تعالى: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ .
سعيد جبير گفت:آيت در باب عائشه آمد،و ديگر مفسّران گفتند:آيت عامّ است در جملۀ آنان كه آيت متناول بود ايشان را از جملۀ زنان مؤمنان.و رمى و قذف و قرف [٧]يكى باشد،يقال:رماه [٨]بكذا و آنچه [٩]به او متعلّق است و آن زناست از آيت حذف كرد لدلالة الكلام عليه،[و التّقدير] [١٠]: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ بالزّنا، ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ على دعواهم.و قوله: فَاجْلِدُوهُمْ ،«فا»براى آن آورد كه كلام متضمن شرط است از روى معنى،چنان كه بيان كرديم پيش از اين.اگر گواه ندارد [١١]مقذوف را رجم بايد كردن يا حدّ زدن بر موجب آنكه مستحقّ باشد،و اگر نيارد او را هشتاد تازيانه ببايد زدن حدّ المفتري.
[١] .همۀ نسخه بدلها+قول.
[٢] .اساس:ماست،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+سواء.
[٤] .آل،لب+قذف.در اساس هم همين كلمه با خطى بعدى افزوده شده است.
[٥] .آج،لب،آز،آل+قذف نباشد.
[٦] .اساس:نباشد،به قياس با نسخه آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٧] .آز،آل:فريه.
[٨] .آب،آز،آل،مش:رميته.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:با آنچه رمى.
[١٠] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بيارد.