روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٢ - ترجمه
قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ،گفتند او را تو از جملۀ مخدوعان [١]و فريفتگانى و با تو سحر و جادوى كردهاند.
و تو نيستى الّا آدميى چون ما،و ما تو را از جملۀ دروغزنان مىپنداريم.
فَأَسْقِطْ عَلَيْنٰا ،فروفگن [٢]بر ما پارههاى آسمان اگر راستيگرى [٣].
قٰالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمٰا تَعْمَلُونَ ،گفت:خداى من عالمتر است به آنچه شما مىكنى تا شما را جزا دهد برحسب استحقاق شما.
در خبر مىآيد كه:خداى تعالى هفت [٤]روز باد از ايشان بازداشت و گرما بر ايشان مسلّط كرد چنان كه دم بازمىگرفت ايشان [٥]و چارهها مىساختند و در سردابهها [٦]مىشدند براى تبريد [٧].هركجا مىرفتند گرمتر بود.به صحرا [٨]آمدند،ابرى بر آمد،ايشان بتاختند و به سايۀ آن ابر شدند تا ساعتى از گرما برآسايند.نسيمى ازآنجا بدميد كه ايشان راحت به آن يافتند [٩]،آواز دادند يكديگر را و بخواندند تا [١٠]در سايۀ آن حاضر آمدند[١٥٦-ر].چون همه مجتمع شدند،خداى تعالى از آن ابر آتشى بر ايشان بباريد تا همه بسوختند،اين بيان عَذٰابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ است.
قتاده گفت:خداى تعالى شعيب را به دو گروه فرستاد به اهل مدين و به اصحاب الايكة:امّا اصحاب الايكة به عذاب [١١]ظلّة هلاك شدند،و امّا اهل مدين به صيحه هلاك شدند.جبريل-عليه السّلام-بيامد و بانگى بر ايشان زد،همه هلاك شدند.
بعضى دگر گفتند:«عذاب ظلّة»آن بود كه [١٢]هفت شبان روز گرما بر ايشان مسلّط كرد تا ايشان را دم بازگرفت،آنگه كوهى پديد آمد در ولايت ايشان،مردى آنجا رفت و سايهاى ديد با راحت،و در پيرامن كوه چشمههاى آب و درختان.آنجا
[١] .همۀ نسخه بدلها:مخدعان.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بيفگن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:راستگويى.
[٤] .آج،لب،آل+شبانه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٦] .اساس:سرايها،همۀ نسخه بدلها بجز آط:سردابها،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:تبرّد.
[٨] .آج،لب،آل:صحرايى بر.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل:راحت آن بيافتند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+همه.
[١١] .آط+يوم.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+خداى تعالى.