روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٣ - ترجمه
چون گفت [١]ايشان را برادرشان صالح نمىترسى؟ من شما را پيغامبرىام استوار.
بترسى از خداى و طاعت دارى [٢]مرا.
و نمىخواهم [٣]بر او مزدى،نيست مزد من مگر بر خداى جهانيان.
آيا مىگذارند شما را [٤]در آنچه اينجاست ايمن.
در بهشتها [٥]و چشمهها.
و كشتها و درختان [٦]خرما كه شكوفۀ آن لطيف است.
و مىتراشى از كوهها خانهها آسوده.
بترسى از خداى و طاعت دارى [٧]مرا.
و طاعت مدارى فرمان اسراف كنان را.
آنان كه تباهى كنند در زمين و نيكى نكنند.
[١٥٣-ر] گفتند:توى تو از جملۀ جادوىكردگان [٨].
نيستى تو الّا آدمى چون ما،بيار دليلى اگر تو را از راستيگرانى [٩].
گفت اين شترى است كه آن را [١٠]نصيبى است و شما را نصيبى روزى معلوم.
[١] .آج،لب،آل+مر.
[٢] .آب:فرمان بريد.
[٣] .آب:و سؤال نمىكنم شما را،آج،لب،آل:نمىخواهم از شما.
[٤] .اساس:رها مىكنى،با توجّه به ضبط مشترك آج،لب،آل،تصحيح شد.
[٥] .آط،آج،لب،آل،مه:بستانها.
[٦] .آط،آج،لب،آل:درختهاى.
[٧] .آب،آج،لب،آل:فرمان بريد.
[٨] .آط،لب:جادوگران.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:راستگويان.
[١٠] .آط،مه:هست او را.