روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢ - ترجمه
و آنان كه بدهند آنچه دهند و دلهاى ايشان ترسان [١]كه ايشان با خداى خود شوند [٢].
ايشان بشتابند [٣]در خيرات و ايشان آن را سبقت برند [٤][٧١-پ].
و تكليف نكنيم ما هيچكس را الّا طاقت او،و به نزديك ما كتابى است كه سخن گويد براستى و بر ايشان ظلم نكنند.
بل دلهاى ايشان در غفلتى است از اين و ايشان را كارهايى است بجز اين كه ايشان آن را مىكنند.
تا آنگه كه بگرفتيم [٥]منعّمان ايشان را به عذاب آنگاه ايشان زارى مىكردند [٦].
و زارى مكنى امروز كه شما را از ما يارى نكنند.
بودند آيات ما كه مىخواندند [٧]بر شما،بودى بر پاشنههايتان [٨]مىگرديى [٩].
تكبّركننده به آن سمر [١٠]گوينده هذيان مىگفتى.
انديشه نمىكنند [١١]
[١] .آط،آب،آج،لب،مش+باشد.
[٢] .آب،آج،لب:بازگردند.
[٣] .آج،لب،آل:شتابانند.
[٤] .آج،لب:سبق گيرند،آب،مش،مه:سبق برند.
[٥] .آط،آب،آج،لب،مش:بگيريم.
[٦] .آط،آب،مش:زارى مىكنند،آج،لب:زارىكنندهاند.
[٧] .آط،آب،مش:ما بود كه مىخوانديم،آج،لب:آيتهاى من خوانده مىشد.
[٨] .آط،آب:پيهاتان،آج،لب،آل:پاشنههاى شما،مش:پشتهاى شما.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز:مىگرديديد.
[١٠] .آج،لب:افسانه.
[١١] .آط،آل:انديشه نكردند،آب:امّا انديشه نكردند،آج،لب:آيا انديشه نكرديد،مش:اى پس انديشه نكرديد.