روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه
و چون ندا كرد خدايت موسى را كه بياى به گروه ستمكاران.
قوم فرعون نمىترسند [١]؟ گفت خداى من!من مىترسم كه دروغ دارند مرا.
[١٣٩-پ] و تنگدل شوم و بنرود زبانم،بفرست با من هارون.
و ايشان را بر من گناهى [٢]،مىترسم كه بكشند مرا.
گفت:پرگست برويد به آيتهاى ما كه ما با شما شنوندهايم.
بيايى [٣]به فرعون،بگويى [٤]كه ما پيغامبران خداى جهانيانيم.
كه بفرست با ما فرزندان يعقوب [٥]را.
گفت نه بپروريدم [٦]تو را در [٧]ما كودك و بماندى در [٨]ما از عمرت سالها؟ و كردى آن [٩]فعل كه كردى،آن فعل كه كردى و تو از كافران نعمتهايى [١٠].
گفت كردم آن را آنگاه و من از قاصدان [١١]نبودم.
[١] .آج،لب،آل:اى نمىترسند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+است.
[٣] .اساس:بيامدند،به قياس با نسخۀ آط و معنى آيه،تصحيح شد.
[٤] .اساس:گفتند،به قياس با نسخۀ آط و معنى آيه،تصحيح شد.
[٥] .آط،آب:با ما بنى اسرايل.
[٦] .آط:نپروردم،آب،آج،لب:نپرورديم.
[٨] [٧] .آط،آب+ميان.
[٩] .آط:از.
[١٠] .آط،آل،آج:كافر نعمتان،لب:كافران نعمتان.
[١١] .آط:مانندان،آب،مش:مانندگان،آج،لب،آل:گمراهان.