روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٦ - ترجمه
مگوى اى انس كه من آن شنيدهام از رسول در حقّ ايشان كه گمان نبردم [١]هرگز كه [٢]هيچ آدمى را باشد! انس گفت [٣]:آن چيست [٤]؟گفت:شنيدم از رسول-عليه السّلام-كه گفت:
چون خداى تعالى خواست تا مرا بيافريند،نطفهاى بيافريد از نورى سپيد و در صلب آدم نهاد،آنگه مىگردانيد آن را از اصلاب طاهرين به ارحام مطهّرات [٥]تا[به] [٦]صلب عبد المطّلب رسانيد،[آنگه] [٧]آن را به دو فرقه كرد:يك فرقه به عبد اللّه داد،و يك فرقه به ابو طالب.از عبد اللّه من آمدم و از ابو طالب [٨]على.آنگه نور من به فاطمه انتقال كرد.از على و فاطمه،حسن و حسين آمدند و ايشان طاهر [٩]مطهّرانند.امّا نطفۀ من [١٠]به حسن انتقال كرد و نطفۀ على به حسين افتاد،آنگه از او انتقال مىافتد به ائمّه تا به دامن قيامت.
امّا كيفيّت تزويج بر سبيل اختصار گفته شود-انشاءاللّه [١١].
راويان اخبار روايت كردهاند از اميرالمؤمنين [١٢]و عبد اللّه مسعود و عبد اللّه عبّاس و جابر عبد اللّه انصارى و انس مالك و براء بن عازب و امّ سلمه زوج النّبى [١٣]-عليه السّلام-كه ايشان گفتند به الفاظى مختلف و معانى متّفق كه:چون فاطمه -عليه السّلام-بالغ شد اكابر قريش از اهل سابقۀ اسلام و شرف و مال،به خواستن او برخاستند [١٤].رسول-عليه السّلام همه را رد كرد و هركسى را جوابى كرد [١٥]بر وجهى.
در جملۀ خاطبان ابو بكر [١٦]بيامد و گفت:يا رسول اللّه!تو اسلام من و سابقه و صحبت [١٧]من دانى،و آنكه من پيرىام از قريش،و شنيدهام كه تو گفتى:
كلّ حسب
[١] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٢] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+جابر.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:طاهرات.
[٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٨] [٧] .همۀ نسخه بدلها:ابو طالب.
[٩] .آط،آب،آز،مش+و.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:فاطمه.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+تعالى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+على.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:زوجة النّبى.
[١٤] .آب،آز،آل،مش:برخواستند.
[١٥] .مش:جوابى داد.
[١٦] .آط،آب،آج،لب،مش:ابو بكر صديق،اساس+رضى اللّه عنه.
[١٧] .آط،آب،آج،لب،آل:نصيحت.