روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
رسول-عليه السّلام-و جبريل مىگريستند،در ميانه [١]جبريل با حال خود شد و روى به رسول آورد و گفت:يا رسول اللّه!بشارت باد تو را كه اين در براى تو گشادند،و آن فريشته كه مىآمد [٢]«رضوان»بود خازن بهشت،تو را بشارت آورده است از خداى تعالى به آنكه:از تو خشنود است.
رضوان فراز آمد و رسول را سلام كرد و گفت:خدايت سلام مىكند،و سفطى با او بود از نور،گفت اين كليد گنجهاست در دنيا [٣]،اگر خواهى بردار و نصيب و حظّ تو از ثواب هيچ ناقص نيست به مقدار پر سر اشكى [٤].رسول-عليه السّلام-روى با جبريل كرد كالمستشير،چون كسى كه با كسى مشورت كند.جبريل-عليه السّلام- اشارت كرد به زمين و گفت:«تواضع للّه»،تواضع كن خداى را.رسول -عليه السّلام-گفت:مرا حاجت نيست به اين،من درويشى دوست [٥]دارم و آنكه بندهاى صابر و شاكر باشم.رضوان گفت:اصبت اصاب اللّه بك الرّشاد،صواب گفتى،خداى تو را به رشاد برساناد.و ندا [٦]از آسمان در آمد،جبريل سر برداشت درهاى آسمان ديد گشاده تا به زير عرش،و خداى وحى كرد به بهشت عدن كه:
شاخى از شاخهاى خود فروگذارد [٧]،شاخى فروگذاشت [٨]،بر او خوشهاى و برآن خوشه غرفهاى از زبرجد سبز كه[آن را] [٩]هفتاد هزار در بود از ياقوت صرخ [١٠]-جبريل گفت:يا رسول اللّه!چشم بردار تا ببينى [١١].چشم برداشت منازل انبيا ديد،و منزلت [١٢]خود از بالاى[١٢٠-پ]منازل ايشان،و منادى ندا مىكرد كه:راضى شدى اى محمّد؟رسول-عليه السّلام-گفت:راضى شدم.بار خدايا![آنچه] [١٣]به من خواستى دادن در دنيا ذخيره كن،تا شفاعت امّت من باشد [١٤]روز قيامت.
و روايت كردهاند كه:اين آيت رضوان فروآورد،اعني قوله تعالى:
[١] .آج،لب،آل:ميان نه.
[٢] .آط،آج،لب،آز،آل:مىآمد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:كليدهاى گنجهاى دنياست.
[١٣] [٤] .همۀ نسخه بدلها:پشه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:دوستر.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ندايى.
[٧] .آط:فروگزار.
[٨] .آط:فروگذاشت.
[٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:سرخ.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+رسول.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:منزل.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:امت باشد مرا.