روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
و اختبزت. فَهِيَ تُمْلىٰ عَلَيْهِ ،اين قرآن بر او املا مىكنند به بامداد و شبانگاه.و «هى»ضمير [١]اساطير است براى آن [٢]تأنيث كرد آن را.و نصب بُكْرَةً وَ أَصِيلاً بر ظرف است.
خداى تعالى گفت محمد را كه جواب ايشان بازده و بگو: أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،اين قرآن آن خداى فرستاده است از آسمان كه او سرّ و نهانى داند،و آنچه پنهان رود در آسمان و زمين،و او هميشه غفور و رحيم بوده است،آمرزنده و بخشاينده است.
وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ ،گفتند اين كافران بر سبيل طعن:چه بوده است اين پيغامبر را كه طعام مىخورد همچون ما؟و در بازار مىرود به طلب معاش چنان كه ما مىرويم و همچون ما محتاج است به طعام و شراب؟و او را نيز طلب معاش مىبايد كردن چنان كه ما را؟ لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ ،چرا فرشتهاى به او فرونيايد [٣]تا با او نذير و ترساننده بود تا آنچه او مىگويد آن فريشته تصديق مىكند.
أَوْ يُلْقىٰ إِلَيْهِ كَنْزٌ ،يا چرا گنجى به او نمىفگنند [٤]تا او محتاج نباشد به طلب معاش چون ما؟ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ ،يا چرا او را بستانى نيست تا او ازآنجا خورد و آن ضيعت طعمۀ او باشد؟جمله قرّاء خواندند [٥]:«يأكل»به«يا»بر آنكه فعل رسول را باشد.و حمزه و كسائى و خلف خواندند به نون«نأكل منها»،تا ما ازآنجا خوريم. وَ قٰالَ الظّٰالِمُونَ ،و گفتند ظالمان-يعنى كافران-مؤمنان را كه:شما متابعت نمىكنى الّا مردى مسحور را كه با او جادوى كرده باشند.آيت در قصۀ ابن ابي اميّه آمد و اصحاب او،و قصّۀ آن در سورۀ بنى اسرايل رفته است.
آنگه بر سبيل تسلّى رسول را گفت:انظر يا محمّد! كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثٰالَ ،بنگر كه چگونه مثلها زدند براى تو از اين گفتار كه گفتند [٦]من قولهم: مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ [٧].
[١] .آب،آز،مش:راجح.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+آنكه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+از آسمان.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:فرونمىفگنند.
[٥] .آط،آب،آز:خوانند.
[٦] .آج،لب،آل:گفتندى.
[٧] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٧.