روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧١ - ترجمه
امامت على و فرزندان او-عليهم السّلام-گفتند،و آنان كه به امامت صحابه گفتند، امامت به اختيار گفتند.قول به آنكه امام [١]نصّ باشد،و خليفه به استخلاف خداى باشد و جز على بود قولى بود ثالث خارق اجماع.و آنان كه در حقّ صحابه دعوى نصّ كردند،قول ايشان معتمد نيست،چه اتّفاق است كه اگر از خداى يا پيغامبر نصّى بودى،به اختيار امّت و اجماع ايشان حاجت نبودى در حقّ ابو بكر،آنگه به [٢]نصّ ابو بكر بر عمر،آنگه به مشورت و [٣]شورى در امامت عثمان،و اين جمله دليل فساد قول آنان مىكند كه ايشان نصوصيّت صحابه گفتند،و آن جماعتى[اند] [٤]اندكى از اصحاب [٥]حديث،دگر آنكه گفت:
كما استخلف الّذين من قبلهم ،چنانكه خليفه كرد آنان را كه پيش ايشان بودند،و آنان كه خداى خليفه كرد ايشان را آدم بود في قوله تعالى: إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً [٦]... ،و داود بود خليفه[في] [٧]قوله تعالى [٨]: إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ [٩]... ،و هارون بود خليفه في قوله تعالى:[هارون] [١٠]اُخْلُفْنِي فِي قَوْمِي [١١]... ،و معلوم است [١٢]استخلاف بر اين وجه نه در حقّ صحابه بود و نه در حقّ امّت،و اگر وعده چنان كه سابق شده بودى از خداى تعالى در حقّ ايشان به استخلاف اين صريح نصّ بودى و به اين هيچ حاجت نبودى به اختيار و اجماع [١٣]امّت و [١٤]بيعت ايشان.امّا قوله تعالى: وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضىٰ لَهُمْ ،اگر تمكّن بر [١٥]دين بر حدّ آن خواستند كه امروز است و در عهد صحابه بود،و اين و مانند اين در عهد رسول-عليه السّلام بود[١١١-ر]،و اگر بيش از آن خواست تمكينى [١٦]كلّى چنان كه وعده داد في قوله تعالى:
[١] .همۀ نسخه بدلها:امامت.
[٣] [٢] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٧] [٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:اندك از صحابه.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٣٠.
[٨] .آط،آب،آز:بود في قوله:يا داود.
[٩] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٢٦.
[١٠] .اساس:ندارد،به قياس با همۀ نسخه بدلها،از قرآن مجيد افزوده شد.
[١١] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٤٢.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[١٣] .آط،آب،آز،مش:اجتماع.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها+به.
[١٥] .آط،آب،آز،آل،مش:تمكين از.
[١٦] .آب،آز،مش:تمكين.