روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٣ - ترجمه
قوله تعالى: أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،گفت:نبينى كه تسبيح مىكند خداى را هركه در آسمان و زمين است؟و تسبيح،تنزيه خداى باشد از آنچه لايق نباشد به او از صاحبه و ولد و شريك و شبيه [١]و افعال قبيح و اخلال به واجب.و معنى تسبيح اهل زمين و آسمان آن است كه:دليل مىكند به عجيب خلق و بديع صنع بر آنكه ايشان را خالقى است مستحقّ تسبيح و تنزيه. وَ الطَّيْرُ صَافّٰاتٍ ،و مرغان نيز تسبيح مىكنند او را در آن حال كه صف زدهاند،براى آنكه در آن حال دليل آن كند كه ايشان را خالقى است قادر بر آنكه ايشان را آلت طيران دهد.
مجاهد گفت:نماز مكلّفان را باشد،و تسبيح همه چيزى را،از اين جا گفت:
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لٰكِنْ لاٰ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ [٢].
قوله تعالى: كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاٰتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ ،هركس از ايشان را [٣]هريك از ايشان صلات و تسبيح خود دانند.بر اين قول ضمير مرفوع مستكنّ في«علم»راجع است با لفظ«كلّ».و بعضى دگر گفتند: كُلٌّ قَدْ عَلِمَ ،اى قد علم اللّه صلاته و تسبيحه،همه را خداى تسبيح او داند.وجه سيم در او آن است كه:كلّ قد علم صلاة اللّه و تسبيحه على اضافة المصدر الى المفعول،چنان كه فاعل«علم»مصلّى و مسبّح [٤]باشد كه به لفظ«كلّ»گفت،و ضمير مجرور ضمير نام خداى است. وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ بِمٰا يَفْعَلُونَ ،و خداى داناست به آنچه ايشان مىكنند.
وَ لِلّٰهِ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،خداى راست ملك آسمانها و زمين به خلق و ملك،و ملك تصرّف آن اوست،چنان كه خواهد مىگرداند به حسب مصلحت.
وَ إِلَى اللّٰهِ الْمَصِيرُ ،و بازگشت با اوست.
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ يُزْجِي سَحٰاباً ،آنگه گفت رسول را-و مراد جملۀ مكلّفان-بر سبيل تنبيه:نبينى [٥][يعنى] [٦]:نمىدانى كه خداى تعالى مىراند ابر را آنگه جمع و تأليف
[١] .اساس:و ولدا و شريكا و شبيها،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٤٤.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بل.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:يسّلى و تسبيح.
[٥] .اساس:بيشتر،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.