روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٧ - ترجمه
خود تمام دارد از آفتاب و(سايه)و چون چنين باشد به غايت جودت و پروردگى باشد.
بعضى دگر گفتند:معنى[آن است كه] [١]منبت او در زمينى [٢]باشد معتدل، شرقى نيست كه سردسير باشد،و غربى نيست كه گرمسير باشد،و اين روايت ابو ظبيان است از عبد اللّه عبّاس.ابن زيد گفت:معنى آن است كه اين درختى شامى است،چه شام نه شرقى است و نه غربى معدود نباشد در ولايت مشرق يا مغرب.
ثعلب [٣]گفت:معنى آن است كه اين درختى است بين شرقيّه و غربيّه،ليست بشرقيّة محضة و لا بغربيّة خالصة.[١٠٣-پ]،بل هى وسط بينهما،چنان كه گويند:ليس هذا بأسود و لا ابيض،اين سياه نيست و سپيد نيست،بل از هريكى نصيبى دارد،و مثله قول الشّاعر-شعر:
بأيدي رجال لم يشيموا سيوفهم
و لم يكثر القتلى بها حين سلّت
و گفتهاند:تخصيص زيتون براى آن كرد كه روغن او روشنتر باشد و صافىتر.
و گفتهاند:براى آنكه شاخههاى او از اوّل تا آخر،از سر تا پاى همه برگ دارد.و گفتند:براى آنكه در استخراج روغن او به فشردن محتاج نباشد.و گفتهاند:براى آنكه او اوّل درختى است كه بر زمين برست.و گفتهاند:
اوّل درخت [٤]كه پس از طوفان پديد آمد بر زمين.و گفتهاند:براى آنكه منبت او در شام و بيت المقدّس است كه منزل انبيا و اولياست،و زمين مقدّسه است و گفتهاند:
براى آنكه هفتاد پيغامبر به او تبرّك كردهاند،منهم ابراهيم-عليه السّلام.
عبد اللّه بن جراد روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:
اللّهم بارك لى فى الزّيت و الزّيتون.
ابن اسيد روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:
كلوا الزّيت و ادهنوا به فانّه من شجرة مباركة ،روغن زيت بخورى و در خود مالى كه آن از درختى مبارك است.
عبد اللّه بن ثابت الانصارى پسران را بخواند و بنشاند و پارهاى روغن زيت بياورد و گفت:سرها با اين روغن چرب كنى.گفتند:ما را نمىبايد.عصا برگرفت و ايشان را بزد و گفت:أ ترغبون عن دهن رسول اللّه،رغبت مىنمايى از روغن رسول
[١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:رستى.
[٣] .لب:تغلب.
[٤] .آط،آج،لب،آل+است،آب،آز:درختى است.