روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٦ - ترجمه
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبٰارَكَةٍ ،كه بازگيرند و برافروزند از درختى مبارك [١].و قرّاء در اين لفظ خلاف كردند،نافع و ابن عامر و عاصم [٢]به روايت حفص خواندند:
«يوقد»،به«يا»ى مضموم،يعنى يوقد ذلك المصباح،كه آن چراغ برافروزند.و حمزه و كسائى و خلف و عاصم به روايت ابى بكر خواندند:به«تا»ى مضموم ردّا الى الزّجاجة،اى توقد تلك الزّجاجة،و ابن محيصن در شاذّ خواند:توقّد،على تقدير تتوقّد الزّجاجة،فروخته [٣]شود آن آبگينه [٤]،به فتح«تا»و تشديد«قاف».و باقى قرّاء خواندند:«توقّد»به فتح«تا»و تشديد«قاف» [٥]،و فتح«دال»على الفعل الماضى ردّا.الى [٦]المصباح،كه فروخته [٧]شده باشد [٨]از درختى مبارك زيتون. مُبٰارَكَةٍ ،وصف [٩]درخت است،و زَيْتُونَةٍ ،بدل شجره است.حقتعالى درخت زيتون را مبارك خواند براى منافعى كه در او باشد. لاٰ شَرْقِيَّةٍ وَ لاٰ غَرْبِيَّةٍ ،كه آن درخت نه شرقى باشد نه غربى.
عكرمه گفت و جماعتى مفسّران:معنى آن است كه اين درخت به زمينى باشد كه هيچ كوهى و واديى آن را نپوشد [١٠]به بامداد و شبنگاه [١١]از آفتاب،همه روز آفتاب بر او تافته بود نه آن بود كه به وقت شروق يا به وقت غروب بر او تابد تا توان گفتن شرقى است يا غربى،و بر اين قول معنى آن است كه:هم شرقى باشد هم غربى.و اين براى آن گفت كه چون چنين باشد زيتون از او پرورده [١٢]باشد و روغنش روشنتر بود.
سدّى گفت [١٣]و جماعتى مفسّران:گفتند معنى آن است كه شرقى نيست كه هميشه آفتاب بر او باشد [١٤]،و غربى نيست كه هميشه در سايۀ غروب [١٥]باشد،بل حظّ
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:مباركه.
[٢] .اساس:حفص،به قياس با آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+افروخته.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:بليه.
[٥] .اساس:دال،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:على.
[٧] .آب،مش:افروخته.
[٨] .آب،آز:مثل باشد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:صفت.
[١٠] .آط،آج،لب،آل،مش:بازنپوشد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:شبانگاه.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:زيتون او پروردهتر.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:تابد.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها+آفتاب.