روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤ - ترجمه
إِنَّ اللّٰهَ يُمْسِكُ [٦٥-پ] اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولاٰ -الآية.حسن گفت:معنى آن است كه ما غافل نهايم از آنچه اين خلق زمين را به كار بايد [١]از باران كه سبب معاش ايشان باشد.و«غفلت» [٢]سهو باشد،و هما ذهاب المعنى عن النّفس،و مرجع معنى او با نفى علم باشد.
وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ ،و ما فروفرستاديم از آسمان آبى به اندازه،يعنى آب باران چون از آسمان فرود آورديم بهاندازۀ حاجت به زمين فروبرديم تا به وقت خود از چشمه و كاريز برون مىآيد،چه آبهاى زمين جمله از [٣]آسمان است و ما چنان كه آورديم قادريم بر آنكه ببريم تا اين خلقان همه به تشنگى بميرند و زمين ويران [٤]شود.نظيره قوله تعالى: قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُكُمْ غَوْراً [٥].
فَأَنْشَأْنٰا ،بيافريديم،مبتداء بىاصلى و سببى، لَكُمْ ،براى شما، بِهِ ،به آب باران بستانهايى از درختان خرما و انگور، لَكُمْ فِيهٰا ،شما را در آن بستانها ميوهها بسيار است از هر نوعى و صنفى.و تخصيص خرما و انگور براى آن كرد كه ميوۀ اهل حجاز خرما باشد و ميوۀ اهل طايف انگور.چيزى گفت با ايشان كه ايشان شناختند.
وَ مِنْهٰا تَأْكُلُونَ ،و شما از آن ميوهها مىخورى،چيزى نيست كه شما را در آن شكّى يا شبهتى است.
وَ شَجَرَةً [٦] ،و انشأنا ايضا شجرة،و نيز بيافريديم درختى. تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْنٰاءَ ، از كوه طور سيناء برمىآيد،و آن درخت زيتون است.و قرّاء خلاف كردند در سيناء، ابو عمرو و اهل حجاز سيناء خواندند به كسر«سين».و باقى قرّاء به فتح«سين».و در معنى سيناء خلاف كردهاند.مجاهد گفت:معنى او بركت باشد،يعنى كوهى مبارك و اين روايت عطيّه است از عبد اللّه عبّاس.قتاده گفت:معنيش حسن باشد يعنى كوهى نكو.ضحّاك گفت:سيناء به لغت نبط حسن باشد.معمر گفت:كوهى باشد كه بر
[١] .آط،آب،آز،مش:مىبايد،آج،لب،آل:مىآيد.
[٢] .اساس+و،كه با توجّه به اتّفاق نسخه بدلها و فحواى عبارت زايد بنظر مىرسد.
[٣] .آط،آب،آج،لب،مش:همه از آب،آز:هم از آب.كلمۀ«آب»با خطى متفاوت بعدا به متن هم افزوده شده است.
[٤] .آط،آب،آز،مش:بيران.
[٥] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٣٠.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+يعنى.