روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٧ - ترجمه
مضروب تا [١]به آن نجوم معلوم،كتابت او باطل بود و او مردود باشد با رقّ و بندگى.
قوله: إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً ،اگر در او خيرى دانى.در او خلاف كردند كه مراد به اين«خير»چيست؟عبد اللّه عمر گفت و عبد الرّحمن بن زيد و مالك بن انس [٢]:
مراد حرفت است و اكتساب،يعنى [٣]پيشهاى داند و يا كسبى تواند كردن كه به آن اداى مال كتابت كند،و اين مذهب ثورى است و روايت وائلى [٤]از عبد اللّه عبّاس.و حسن و مجاهد و ضحّاك گفتند،و عوفى از عبد اللّه عبّاس كه:مراد به«خير»،مال است،من قوله: إِنْ تَرَكَ خَيْراً [٥]... ،اى مالا،يعنى اگر مالى دارد و شما دانى كه آن مال دارد و ادا تواند كردن.و خليل گفت:اين وجه ضعيف است براى آنكه اگر مراد مال بودى،نگفتى: فِيهِمْ خَيْراً ،گفتى:لهم خيرا.
ابو ليلى [٦]الكندىّ گفت:سلمان غلامى داشت،سلمان را گفت:با من مكاتبه كن.گفت:مالى[دارى؟گفت] [٧]:نه.پس گفت [٨]:مرا اوساخ النّاس خواهى دادن،يعنى از سؤال و كديۀ مردمان!ابراهيم و ابو صالح و ابن زيد گفتند:يعنى صدقا و وفاء،مراد صدق و وفاست،اگر در ايشان صدقى و وفايى دانى.طاوس گفت:مراد مال است و امانت.شافعى گفت:اولىتر تفسير [٩]كه لايق است [١٠]مال است و امانت، يا كسب [١١]و امانت.
ابو هريره روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:سه كس آنند [١٢]كه بر خداى واجب است كه ايشان را يارى دهد:مردى كه در سبيل خداى بيرون آيد،يعنى [١٣]هجرت يا [١٤]جهاد،و مردى كه زنى كند تا خداى او را مستغنى كند،و غلامى كه مكاتبه خواهد از خواجهاش و نيّت ادا كند[١٠١-پ].
[١] .آط،آب:يا.
[٢] .اساس+گفت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+اگر.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:والبى.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٠.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ابو ليل.
[٧] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:گفت پس.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و تفسيرى.
[١٠] .آط،آب،آز:با آيت،آج،لب،آل:با اين آيت.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:كتب.
[١٢] .آل:اند،مش:كسانند.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+به.
[١٤] .آط،آب،آز،آل،مش+به.