فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - كاوشى در حكم فقهى تجسّس آیت الله سيدمحسن خرازى
«كجا مىروى اى شريح! درچنين امرى اين گونه حكم مىكنى!» (١٢٢)
روايت شده : از پيامبراكرم شخصى به عنوان مدّعى ، شاهدانى نزد پيامبر اكرم آورد كه حضرت از خوبى يا بدى آنها آگاه نبود. از اين رو از شاهدان پرسيد:«ازكدام قبيله هستيد؟» آنها پاسخ گفتند. فرمود: «جاى كسب و كارشما كجاست؟» جواب دادند. فرمود:«منزل شما كجاست؟» پاسخ دادند. آن گاه طرفين دعوا و شاهدان را پيش روى خود، برپا نگاه داشت و امر فرمود نامهاى مدّعى(خواهان)، مدّعى عليه(خوانده شده) و شاهدان و آنچه بدان شهادت دادند نگاشته شود. پس از آن، رسول خدا(ص) نوشتهها را جداگانه به دو تن از ياران برگزيده اش سپرد و فرمود:«هريك از شما به گونه اى كه نفرديگر پى نبرد به سوى قبيله، جاى كسب و كار(پاتوغ)و خانه آنان برود و درباره آنها پرس و جو نمايد.» آن دو نيز همين كار را انجام دادند... (١٢٣)
از سوى ديگر، ترغيبى كه در روايات پيشين در مورد وجود جانشين و خبردهنده آمده، بيانگر آن است كه معاون و جانشين مىتواند از حالتهاى شخصى افراد با خبر باشد، تا به هنگام نياز، مقام بالاتر را آگاه سازد و اين به مصلحت نظام ارتباط پيدا مىكند نه مصلحت افراد.
پيامبراكرم و امامان معصوم نيز در همين راستا، فساد پراكنى تباهكاران را زير نظر داشتند و آماده بودند تا اشكالها و شبهاتى را كه از سوى كفّار و منافقان وارد مىشد، با حكمت و اندرز نيكو، كم سو و كم فروغ نمايند.
روى هم رفته، مراقبت و محافظت از هرمقامى از مناصب جامعه اسلامى كه درحفظ نظام و دولت اسلامى نقشى برجسته دارد امرى واجب و لازم است. اين مراقبت، بسته به مقدّماتى، همچون «تجسّس» است. بنابراين وجود تجسّس درنظام اسلامى بى هيچ سخن، امرى لازم و بايسته است چنان كه سيره پيامبراكرم و روش جانشين برحقّ آن حضرت و سفارش آنها به انجام تجسّس، به روشنى گواه سخن ماست.
(١٢٢) اصول كافى، ج٧، ص٣٧١، حديث٨.
(١٢٣) وسائل الشيعه، ج١٨، ص١٧٥، باب٦، كيفيّة الحكم، حديث١.