ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - مسئله دوم - امروزه غالبا اصطلاح روشن بين و روشنفكر در مقابل ارتجاع و كهنه پرست بكار مى رود
روشن بين واقعى بوده است ، تا نارسائى قوانين .
مسئله دوم - امروزه غالبا اصطلاح روشن بين و روشنفكر در مقابل ارتجاع و كهنه پرست بكار مى رود بدون اين كه معانى واقعى اين دو اصطلاح حساس براى بكار برندگان آن دو بدرستى روشن شود . اگر درست دقت شود خواهيم ديد كه : در مقابل هم قرار گرفتن اين دو اصطلاح در دو مورد صورت مى گيرد : ١ - مقصود از روشنفكرى درك و شناخت واقعيتهاى حال و آينده است ، وقتى كه ارتجاع در برابر اين مفهوم قرار مى گيرد . منظور عدم درك و شناخت واقعيتهاى حال و آينده و ميخكوب شدن در شناختهاى رسوب شده از گذشته ميباشد . در اين مورد بدون ترديد حق و حقيقت و واقعيت با آن فرد يا گروه است كه روشنفكر و روشن بين معرفى مى شود و آن جامعه ايكه از چنين روشنفكران و روشن بينىها محروم است ركود و سقوط آن قطعى است .
مفهوم مرتجع و كهنه پرست در برابر اين روشن بينى و روشن فكرى واضح است و نيازى به تفصيل ندارد .
٢ - مقصود از روشنفكرى درك و شناخت حال و آينده و تكاپو در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاى واقعى جامعه در حال و آينده است . ارتجاع در مقابل اين معنى از روشنفكرى ، عبارتست از چسبيدن به شناختهاى رسوب شده از گذشته و ايجاد كردن مانع از روند تكاملى جامعه به سوى آينده . در اين مورد باز حق و حقيقت و واقعيت از آن روشنفكران روشن بين بوده ارتجاع با آن معنى كه گفته شده عامل شكست دير يا زود جامعه خواهد بود . در اين مورد كه تضاد و مغايرتشان كاملا روشن است ، ارتجاع صد در صد محكوم و بحكم عقل و منطق و وجدان حمايت كنندگان آن ، كارى جز خيانت و جنايت بر جامعه انجام نمى دهند . اگر كسى پيدا شود كه حمايت از ارتجاع و نفرت از روشنفكرى به دو معناى مزبور بنمايد كشف از اختلال عقلى حمايت كننده و متنفر مزبور ننمايد . لذا وقت خود را براى بيان بيمارى و دواى