ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٤ - فهم دقيق در شناختهاى فقاهى
ضلالت كه در قرآن بخدا نسبت داده شده است و اگر به نفع آنان باشد ، باز بجهت بوجود آمدن زمينه ايست كه خودشان بوجود آوردهاند ، مانند هدايت كه آنهم در قرآن بخدا نسبت داده شده است . البته عدل و لطف الهى اقتضاء ميكند كه عوامل كلى هدايت را در درون انسانها آمادهء فعاليت بسازد .
نتيجهء دوم - آيهء ٢٤ از سورهء انفال و مضامين آن آيات كه فعاليتهايى را در درون بخدا نسبت مى دهد ، بوسيلهء اسباب و عللى است كه بدون ارتباط انسان با عوامل و انگيزههاى طبيعى كه نمود فيزيكى داشته باشند ، بجريان مى فتند . مانند بروز انديشهها و توهمات درونى كه پيوستگى به عوامل و انگيزههاى طبيعى ندارند . پذيرش اين مطلب با نظر باين كه درون آدمى در همهء لحظات مانند جهان عينى پيوسته به قدرت و خلاقيت خداونديست و او است كه جريان وجود را در همهء لحظات درد و قلمرو انسان و جهان در اختيار دارد ، بسيار سهل است .
< شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بيخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرى مى نمايد در جسد شاخ آتش را بجنبانى بساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى خلقت از تيزى صنع مى نمايد سرعت انگيزى صنع پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتيست مصطفى فرمود دنيا ساعتيست < / شعر > مولوى فهم دقيق در شناختهاى فقاهى فقه دو اصطلاح دارد : ١ - اصطلاح عام ٢ - اصطلاح خاص شرعى . فقه به اصطلاح عام عبارتست از فهم دقيق در موضوعات و مسائلى كه براى شخص فهم كننده بطور مستند به دلايل مناسب ، بوجود مى آيد . مثلا وقتى كه « فقه لغت » گفته مى شود مقصود فهم دقيق لغت با ريشهها و مشتقات و تحولاتى است كه به آن لغت مربوط مى باشد . همچنين « فقه حديث » موقعى بكار مى رود كه حديث