ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٥ - فهم دقيق در شناختهاى فقاهى
با اسناد و دلالت كلمات و جملات و ديگر احاديثى كه با آن حديث ارتباطى مثبت يا منفى دارند ، مورد تحقيق قرار بگيرد . با اين معنا كه براى فقه باصطلاح عام گفتيم ، مى توان گفت : فقه اخلاقى ، فقه اقتصادى ، فقه تاريخ ، فقه هنرى فقه عرفان . . . اما فقه باصطلاح خاص شرعى عبارت است از « علم به احكام شرعيهء فرعيه از دلايل تفصيلى آنها » البته مقصود از علم در تعريف مزبور بمعناى انكشاف صد در صد واقعيت نيست ، بلكه آن انكشاف است كه شامل روشنائى صد در صد واقعيت و هر گونه روشنائى كه حجيت آن در قلمرو شرع و يا ديگر نظام قانونى ثابت شده است . فقه در آيات قرآنى بجز يك آيه به اصطلاح عام وارد شده است . و يك آيه كه مى گويد : ( ١ - وَما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا ) [١] ( آيا از هر جمعيتى گروهى كوچ نمى كنند تا بروند و در دين تحصيل فقه نمايند و موقعى كه به قوم خود برگشتند ، آنانرا تبليغ كنند ، باشد كه آنان [ از بى بند و بارى ] بر حذر باشند ) .
البته « تفقه در دين » اگر چه در فقه باصطلاح خاص شرعى محدود نمى شود ولى شامل همهء معارف و حقايق دينى است كه بر مبانى دينى استوار مى باشند و فقه باصطلاح خاص شرعى كه عبارتست از فهم عالى همهء شئون حيات عملى انسان ، از آشكارترين مصاديق « تفقه در دين » مى باشد . آياتى كه در بارهء فقه بمعناى عام در قرآن وارد شده است ، متعدد است از آن جمله : ( ٢ - وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ) [٢] ( و آن خداونديست كه شما را از يك نفس آفريده است بعضى از شما در رحم مادران و بعضى ديگر در قبرها براى ورود به ابديت بوديعت نهاده شدهايد . ما آيات را براى كسانى كه از فهم عالى برخوردارند ، تفصيل دادهايم ) .
[١] التوبه آيه ١٢٢ .
[٢] الانعام آيه ٩٨ .