ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - نوع يكم - مطالبهء دليل و برهان براى هر ادعائى كه بعنوان ابراز واقعيت مطرح مى گردد
مورد توجه قرار مى گيرد . اين اصرار و تأكيد بطور قطع اثبات ميكند كه پيامبر اكرم ( ص ) به الهى بودن دينى كه آورده و كتابى كه بعنوان كلمات اللَّه براى مردم عرضه كرده است ، ايمان و يقين در حد اعلا داشته است . يعنى هيچ يك از عقايد و احكام دينى و هيچ يك از آيات قرآنى كه پيامبر آورده است ، ادعاى بدون دليل و برهان نيست . نهايت امر اينست كه واحدها و قضايايى كه دليل و برهان را تشكيل مى دهند گاهى مستند به حس و عقل و انديشهء منطقى مى باشند .
و گاهى مستند به فطرت و دريافتهاى سالم درونى كه با تعبيراتى گوناگون مانند قلب و بصيرت و روشنائى بيان مى گردند . اين مستند دوم بجهت عموميت و اصالتى كه در روان انسانها دارد ، هرگز با ذوقيات شخصى و پندارهاى بى اساس و خيالات پا در هوا مخلوط نمى گردند . بهر حال اصرار شديد در آيات قرآنى به مطالبهء دليل حتى در بارهء مسائل فوق حس و انديشهء رسمى و تعقلهاى معمولى كه به محسوسات و مفاهيم منتزع از محسوسات تكيه ميكنند روشنترين دليل آنست كه عقايد و احكام اسلامى و آيات قرآنى مستند به دليل و برهان است . پيامبر اكرم با اين اصرار و تأكيد مخالفين مكتب خود را تحريك به مطالبهء دليل و برهان از خود مى نمايد . و ضمنا همهء انسانها را از پذيرش هر گونه ادعاى بدون دليل بر حذر مى دارد . اين جمله كه از ابن سينا نقل مى شود : من قال او سمع بغير دليل فليخرج عن ربقة الإنسانيّة ( اگر كسى چيزى را بگويد بدون دليل يا چيزى را بشنود بدون دليل ، بايد از جرگهء ( گروه ) انسانيت خارج شود . اصلى است كه از قرآن مجيد استفاده شده است . همين ابن سينا كه چنين جمله اى را قاطعانه مى گويد ، نمط نهم اشارات را نوشته است كه دريائى از واقعيتهاى معرفتى و عرفانى است كه نه مستند به حواس طبيعى است و نه انديشه و تعقل رسمى راهى به آن دارد ، بلكه همان دريافتهاى فطرت و عقل سليم است كه با تصفيهء درون و ارادهء جدى براى انسان شدن ، مطرح نموده است .